أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
305
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
ظهور كرد كه حجر الاسود را ما به محل خود وضع خواهيم كرد . و چون اين نزاع و محاوره به مناقشه و مشاجره كشيد ، قبيلههاى بنو عبد الدار ؛ بنو عدى ؛ بنو مخزوم ؛ بنو سهم ؛ بنو جمح به لقب لعلقة الدّم ملقّب گرديدند . افراد قبايل براى اينكه حجر الاسود را خود آنها به محل مخصوص خود گذاشته و اين شرف و مزيّت را احراز كنند هريك ادعاى استحقاق و صلاحيّت نموده و حاضر بودند كه در اين معامله از سر و جان بگذرند و براى اينكه مدّعيات خوشدان را قوت دهند و با يكديگر عقد روابط اتحاد كنند بر حسب عادات جاهليه شتر بسيار بزرگى كشته انگشت خود را در خوان او برده و مكيدند و براى اشارهء اينكه هنگام لزوم بجاى آب خون جارى خواهند ساخت دستهاى خود را به لگنى كه مملو از خون آن شتر بود فرو برده و قسم ياد كردند . و اين وقعه باعث آن شد كه قبايل مرقومه به لقب لعلقة الدّم ملقّب شدند . پس از آنكه عداوت و خصومت وضع حجر الاسود پنج روز تمام امتداد نمود ، ابو اميه حذيفة بن مغيره كه مردى سالخورده و گرگ باران ديده و گرم و سرد روزگار چشيده بود ، رؤسا و سران قبايل را جمع كرده و گفت : در بين خودمان وقت مخصوصى معين نماييم هركس در آن وق معيّن از باب صفا و على قول از باب بنى شيبه به حرم شريف داخل شود آن شخص را حكم قرار داده فصل و حسم اين دعوا را به رأى و اجتهاد او حوالت كنيم . بنا به موافقت حضار وقت مخصوصى را براى اين كار معيّن نمودند . اين تدبير ابواميه را اعاظم قبايل قبول و تحسين نموده همه اشخاصى كه به اين قرار راضى بودند در محلّى نشسته و به باب مذكور چشم دوختند . در وقت معيّن اوّل شخصى كه به حرم شريف داخل شد حضرت فخر عالم و سبب آسايش امم عليه آلاف التحية و السّلام - بود . چون آن حضرت پيشتر از همه داخل حرم شريف شدند مترصدين اهالى از قدوم ميمنت لزوم آن حضرت شادمان شده و گفتند : هذا محمد الامين رضينا . و آن حضرت را عرض كردند كه اگر موافقت فرماييد از طرف رؤساى قبايل براى فصل دعوا حكم مستقل قرار داده شدهايد و همهء ما عهد و سوگند ياد نمودهايم كه امر