أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)

302

مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )

مقصود خلق از اين كار تقرب الى اللّه و ابراز و داد به حضرت خليل اللّه بود . چون پس از مدّتى مخزن مذكور و اندرون كعبة اللّه از اشياء گرانبها مملو گرديد اسافل ناس هر وقت مىتوانستند آنها را سرقت مىنمودند . بعضى از اينان را گرفته و براى عبرت ديگران قطع يد نمودند و بعضى هم براى سرقت اشياء مذكوره كه دستهاى خود را دراز مىكردند برحسب حكمت افتاده و تلف شدند تعداد نفوسى كه بدين سبب تلف شدند بىشمار است . هنگامى كه اقوام جراهمه در مكّهء مكرّمه به ضلالت افتادند و نصيحت مضاض بن عمرو بن الحرث بن مضاض را نشنيدند يك شخص پست فطرتى به تبعيّت اغواى نفس به خيال سرقت اشيائى كه در خزينهء مذكوره محفوظ بود افتاده و شبانه داخل خزانهء مزبوره مىشود ؛ و بر حسب حكمت و قضا جهات اربعهء خزينه يك دفعه خراب شده و آن مرد شقى در زير خرابه‌هاى ديوارها مانده و هلاك مىشود . نظر به بعضى روايات شخصى كه آن وقت به داخل كعبة اللّه درآمده بود چهار نفر رفيق ديگر نيز داشته است هريك از آنها در يك گوشه بيت محترم ايستاده و آن ملعون را به روى شانه‌هاى خود گرفته به داخل كعبة اللّه درآوردند . و مقصودشان اين بوده است كه اشياى محفوظه در اندورن كعبة اللّه را دست به دست داده و خارج نمايند . از قضا پاى شخصى كه روى ديوارهاى بيت اللّه بلند كرده بودند لغزيده و به مطاف سعادت مىافتد و وفات مىكند . رفقاى مشار اليه هم براى اينكه خود را از اين مخمصه برهانند فرار مىكنند . بدين جهات حيّهء مذكورهء فوق آفريده شده به اطراف و جوانب خود صولت و دهشت مىانداخت . چون اهالى مكّه به طور مشروح هلاكت حيّه را ديدند گفتند : اين كيفيّت علامت آن است كه عمارت كعبه در نزد خدا رهين قبول گرديده است اظهار مسرّت و شادى نموده و به هدم بناى مقدّسه شروع نمودند . قريشيان كه به هدم ديوار مشغول بودند ابو وهب عمرو بن عائذ بن [ عمران بن ] مخزوم كه دائى عبد اللّه پدر حضرت رسالت پناه بود با آلتى كه در دست داشت سنگى از آن بنيان رصين الاركان جدا نموده و در دست خود