أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
274
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
حفر را اميّة بن عبد شمس ؛ و سقيه را كه عبارت از بئر بنى اسد است بنو اسد بن عبد العزّى ؛ و امّ احراد را بنو عبد الدّار ؛ و بئر سنبله را كه عبارت از بئر حلف بن وهب است بنو جمح ؛ و غمر را بنو سهم مخصوص به خودشان حفر كرده بودهاند . و دور نيست كه اين چاهها در خانههاى حافرين خود بوده . و به اسمهاى رم ، خم ، خفر سه چاه ديگر در خارج شهر شهير مكّه بوده است كه از اينها رم را مرة بن كعب بن لؤى ؛ و خم را كلاب بن مرّه ؛ و خفر را نيز حذيفة بن غانم حفر كرده بوده است ، و عادت بلده شده بود كه آبهاى اكابر قريش از اين چاهها برده مىشد . زمانى كه زمزم از مياه سائره اصفى و احلى ظهور كرد خلق از نزديكى موقع اين آب مبارك و عذوبت و فضل او به ساير چاهها محظوظ شده ، ديگر آبهاى آبار سالف الذّكر را ننوشيدند . در حقيقت چون بئر شريف زمزم چاه اسماعيل بن ابراهيم - عليه السلام - است از آبهاى عموم آبار و عيون احلى و الذّ است . مأموريت جليلهء سقاية الحاج در وفات عبد مناف بن قصىّ با خدمت رفادة به پسرش هاشم بن عبد مناف منتقل و مادامى كه جناب هاشم بر حيات بود خدمت سقايت را به خوبى اشتغال و ايفا مىنمود . و در ارتحال هاشم بن عبد مناف اين خدمت را پسرش عبد المطّلب در عهده گرفت و تا زمانى كه زمزم را ظاهر ساخت در مأموريّت خود مداومت داشت . چون عبد المطّلب شتران زياد داشت در مواسم حجّ شير شتران را دوشيد شير را با عسل و آب زمزم را با انگور خنك مزج نموده حجّاج را سيراب مىكرد . در وفات عبد المطّلب بن هاشم مأموريت سقاية الحاجّ به پسر كوچك او عباس بن عبد المطّلب منتقل گرديد . اگرچه به واسطهء وجود زمزم چنان كه در فوق ذكر شد به اسقاى حجّاج حاجت نبود ؛ ولى محض اينكه حضرت عباس به اثر پدر خود عبد المطّلب اقتفا كند ، انگور باغهايى را كه در طايف خريده بود خشكانيده در مواسم حجّ با آب زمزم مخلوط نموده چنان كه در حيات پدرش معمول بود شربت كرده به حجّاج مىنوشانيد . زمانى كه آب حيات اسلام