أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
192
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
قهر و تدمير قوم لوط و تبشير حضرت ساره به ولادت يك فرزند سعادتمند اسحاق نام به ابراهيم عرض و اظهار نمودند . ورود اين ملائكه و وقوع اين مكالمه دو هزار و هفتصد و نود و دو ( 2792 ) و على قول دو هزار و هفتصد و هفتاد و سه ( 2773 ) و به قول ديگر دو هزار و پانصد و سى و هشت ( 2538 ) و به روايت ديگر دو هزار و نهصد و دوازده ( 2912 ) سال قبل از هجرت نبويّه بوده است . حضرت ساره در اين وقت نزد زوج مكرّم خود ابراهيم سر پا ايستاده و مكالمات ملائك كرام را مىشنيد ؛ و ليكن چون خودش خاتونى سالخورد و زوجش نيز پير و مسنّ بود يعنى خود نود ( 90 ) و حضرت ابراهيم نود و شش ( 96 ) سال داشت شيخوخيّت خود و شوهر را به خاطر آورده اين امر را به نظر استبعاد ديد و به بشارت و مژدهء ملائكهء عظام تبسّم نموده خنديد ؛ ولى پس از آن حائض و در انقضاى زمان حيض حامل شد . ولادت حضرت اسحاق دو سال بعد از ولادت حضرت اسماعيل بود . استطراد شبى كه حضرت اسحاق متولّد مىشد حضرت ابراهيم به طريق رؤيا ديد كه در يك برج هزار عدد كوكب منوّر مجتمع شدهاند . رؤياى خود را به جبرئيل گفته و خواهش كرد كه تعبير او را معيّن كند . جبرئيل امين گفت : اين رؤيا دلالت بر آن دارد كه از صلب پاك اسحاق كه از حضرت ساره متولّد خواهد شد هزار نفر پيغمبر پاكيزه گوهر زيب ده مهد شهود خواهد گرديد . حضرت ابراهيم از اين تعبير جبرئيل محظوظ و ممنون شده به درگاه ايزدى عرض نمود كه : الهى از اين نعم جليلهء خود پسرم اسماعيل را نيز حصّه و نصيبى ببخشاى . حضرت خليل دعاى خود را تمام ناكرده از هاتف غيبى اين نداى شوقافزا را شنيد : يا ابراهيم از نسل نسيل پاك اسماعيل يك پيغمبر واجب التعظيم صاحب خلق كريم و قدر عظيم خواهد آمد كه آن وجود مسعود مبارك فاتحهء رسالهء رسالت و خاتمهء كتاب سعادت نصاب نبوّت است . وجود عاقبت محمود او باعث خلقت رسل و انبيا و اسم سامى شريف او محمد المصطفى است .