أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
186
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
نقل شده و به مدين بن ابراهيم تزويج كردند ، مزبوره از مدين به قدر بيست ( 20 ) بطن اولاد و احفاد آورده و اكثر آنها به اكتساى خلع فاخرهء نبوّت ممتاز شدند . پس از آنكه حضرت ابراهيم از مزاحمت و آزار نمرود كنارهگير شده و به سلامت رسيد حضرت لوط كه پسر برادر او هاران بود و چند نفر ديگر از محترمين ثبوت نبوّت او را تصديق نموده و داخل دائرهء اسلام گرديدند . ساره بنت هاران قبل از همه تصدى نبوّت ابراهيم را نمود . روزى ادنى بنت نمره مادر حضرت خليل به ساره گفت : اى ساره آيا نمىترسى كه تو را قتل و هلاك كنند ؟ ساره در جواب گفت : من چگونه احتراز كنم كه به پسرت خليل ربّ جليل ايمان آوردم . اين سؤال ادنى همانا براى آن است كه درجهء ايمان ساره را امتحان كند ؛ زيرا كه حافظ سهيلى روايتى نقل كرده است كه ادنى از اهل ايمان بوده و از نمارده كتم و پنهان مىكرده است . مورّخين اسلاف در شناسانيدن هاران پدر ساره اختلاف كردهاند ، بعضى گفتهاند : كه هاران پادشاه شهر حرّان بوده است كه حضرت خليل به بلدهء حران هجرت كرده و ساره دختر پادشاه سابق الذكر را تزويج نمود . برخى هم گفتهاند : هاران برادر ابراهيم است ، و بعضى نيز برآنند كه عمّ بزرگ حضرت ابراهيم بوده و آن زمان مشروع بوده كه شخص دختر برادر خود را تزويج كند . به اين تقدير هم اسم برادر حضرت ابراهيم و هم عموى بزرگ او هاران بوده است . و نظر به قول كسانى كه ادّعا كردهاند ناحور كه جدّ لقمان بن باعور است برادر هاران است حضرت ساره دختر ناحور بوده است . و اللّه اعلم بالصّواب . مهاجرت حضرت ابراهيم به مصر « 1 » حضرت ابراهيم پس از آنكه به عنايت فيّاض مطلق از آتش نمرودى مستخلص شد دختر برادر و على قول دختر عمّ خود ساره را به حرم سراى ازدواج خود داخل ساخته و به ارشاد خود هزاران نفر را كه غرق درياى عصيان بودند از ورطهء هلاكت رهايى داده و
--> ( 1 ) . نسخهء 2 : وضع مهاجرت حضرت ابراهيم به قاهرهء مصر .