أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)

127

مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )

آبهاى سيل و بادهائى كه هبوب مىكند از آن نقطه به جاى ديگر مىبرد و حال آنكه اين موقع گردنه بسيار تنگى است كه در ميان جبال متسلسله واقع شده و در موقعى كه جمرات در آنجا مركوز است نه آب جارى هست و نه مانند رياح عاصفه بادهاى شديد قوى مىوزد . اينكه اين علامت مطلقا دليل فضل و كمال معنوى كعبة اللّه است . و اين خبر صريح كه فرموده‌اند : حجّ هركس كه مقبول و مبرور شود جمرات او يعنى سنگهائى كه انداخته است ، به آسمان بلند مىشود ، اين دليل را تأييد مىنمايد . بنا به تحقيق عبد اللّه المرجانى اگر به پيشانى كسى كه از دماغ و بينى او خون جارى مىشود و به خون خود او نوشته شود : مكة وسط الدنيا و اللّه رؤف بالعباد . دم سياله باذن اللّه تعالى منقطع مىگردد اگرچه طايفهء يهود و نصارا بيت مقدّس را به كعبه مقدم مىدانند ؛ و ليكن بانى بيت مقدّس حضرت سليمان و بانى كعبة الله حضرت خليل الرحمن بوده ، اعظم بودن خليل اللّه من جهة المنقبه از حضرت سليمان اشرف و افضليت كعبه را از بيت المقدس ايجاب مىكند . آيا خطاى محض نيست از خانه‌اى كه صاحب آن رب جليل و مهندس آن جبرائيل و بنّاى آن حضرت خليل و آورنده احجار و ساير لوازم آن حضرت اسماعيل باشد در كونين بهتر از آن خانه تصوّر نمود . استطراد خواصّ مخصوصهء كعبة اللّه خارج از تعداد و احصا است ، و اينكه سياحين ملل و اقوام خارجه جسارت نمىكنند به داخل حدود سعادت محدود درآيند از خواصّ جليلهء بلد اللّه الامين شمرده مىشود . سيّاحى جبون نام از اهالى اوروپ در رساله‌اى كه منتشر ساخته است گفته است كه چون سيّاحين خارجه را اهالى مملكت به داخل شهر نمىگذارند به اين جهت بايد وقايع حجازيّه را از تواريخ اسلام نوشت و يا اينكه از كسانى كه به حجاز آمد و رفت كرده‌اند سؤال نمود و فهميد . و اگرچه مشار اليه در ضدّ اسلاميّت بعض مقالات هم نوشته است و ليكن از سيّاحين مشهوره « برق ارد » نام و « لودو ويكو بارتاما » نام ايتالى كه از اهالى « روما » است و « ژوزف پتس » نام از اهالى « اكسه‌تر » كه اسم قصبه‌اى از انگلستان است قطعهء حجازيّه را سياحت نموده و هريك سياحت نامه‌اى كه شامل