أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
115
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
طواف اجنّه بيت اللّه را حضرت محيى الدين براى اينكه بفهماند كه كعبهء معظّمه قبل البعثه نيز مطاف جنّ و انس بوده است نقلا عن ابى الطّفيل در مسامرات خود غريبهء ديگر روايت مىكند كه در وقت جاهليهء عرب در محلّى كه ذى طوى گفته مىشد يك مرأهء جنّيّه بود كه اين زن غير از يك پسر اولاد ديگر نداشت ، فرزند مشار اليها بزرگ شده و از اشراف قوم گرديده تأهّل نمود و هفت روز بعد از شب زفاف براى طواف بيت عزّت خواست داخل شهر مكهء معظّمه بشود . اگرچه والدهء او مساعدت نكرده و گفت : اى فرزند در خصوص تو از سفهاى قريش مىترسم ؛ ولى عاقبت به اصرار و التجاى او راضى شده و رخصت داد . چون فرزند خود را زياد دوست مىداشت و مىدانست كه به مفارقت او تحمّل نتواند كرد به اين ابيات آتيهء عربى او را دعا كرده و به خداى سپرد . ابيات عربى اعيذه بالكعبة المستوره * و دعوات ابن ابى مخدوره و ما تلا محمّد بن سوره * انّى الى حياته فقيره و انّنى بعيشه مسروره طفل چون رخصت و مساعدت مادر خود را حاصل كرد به شكل جان كه اسم يك نوع مار خانگى غير موذى است و چشمان سياه دارد ، متشكّل گشت و به حرم شريف عزيمت نموده ، بعد از زيارت و طواف از راه محلّه بنى سهم معاودت كرد . در ميان محلّهء مذكوره مردى سرخرو و دريده چشم كه ابروهاى گشاده هم داشت بيچاره را من غير حق قتل و تلف نمود . چون والدهء جنّ جوان از مقتول شدن فرزند خود آگاه و مطّلع گشت ابناى قوم خود را دعوت و بيان كيفيّت نمود و آنان را به اهل مكّه مسلّط ساخت . در مكهء مكرمه بغتةهاى و هويى برخاسته و شهر شهير مكة الله را گرد و غبار احاطه كرد . در حالتى كه نه خانهها و نه كوهها ديده مىشد ، اين حالت دلالت بر اين مىنموده است كه طوايف جنّيان بر ضد قبيلهء بنى سهم قيام نمودهاند و حتى رجال قبيلهء مرقومه در