شيخ محمد امامى خونسارى
59
فلسفه و اسرار حج (فارسى)
پيوسته است مىبيند . در پاكيزگى از پليدىهايى كه دلش را فرا گرفته و رهايى از دل بستگىهايى كه ميان او و حضرت پروردگار پرده افكنده و از رحمت او جدايش ساخته ، مىكوشد . گامها را آهسته و با سكينه برمىدارد و گرد خانهء كعبهء معظمه با خرمى و نظر اعتبار مىگردد و طواف مىكند ، و نماز را با ادب و خوارى و شكسته دلى و بيچارگى انجام مىدهد ، و دست نياز و حاجت و عذرخواهى به سوى خداوند متعال بلند مىكند . منظورى از همهء اين اعمال نيست مگر مقدمه براى حالتى كه در عرفات مىيابد چه در آن بيابان انجامدهندهء حج از لحاظ روحى و عقلى راهى بلند مىپيمايد ، و بهترين ساعات زندگى و گرامىترين آنها را در نزد خداوند سبحان احساس مىكند ، و بلكه آنچه از علايق زندگانى دنيايى و تنعمات آن او را فرا گرفته ، از دايرهء انديشه و خاطر خود طرد نموده و به وادى فراموشى مىسپارد ، و خود را در درجهء بالاترى از زندگى كه ارزش بيشترى دارد مىيابد . خيام يكتاپرستانى را كه از زندگانى مادى به يك سو شدهاند ، در بيابانى كه از ايشان موج مىزند تا دورترين نقطهاى كه ديده مىشود مشاهده مىكند ، به غير از نالههاى زارى نمىشنود و جز جنبش لبها با خوارى و بسيارى خواستهها از درگاه خداوندى و روان شدن اشك از ديدهها نمىبيند . احرام بستگان را در آنجا مىنگرد كه از خود گذشتهاند ، و با نغمههاى نيكو و دلنشين به تلاوت قرآن كريم و ذكر و دعا پرداختهاند ، همانا وجدان آنها بر وجودشان چيره و روحانيتشان بر جسمانيت آنان