شيخ محمد امامى خونسارى
29
فلسفه و اسرار حج (فارسى)
آگاهى يافتن بر شعائر « 1 » و ديدن آنها است ، و در افعال حج ، خلوص نيت براى ياد خدا و روى آوردن به او به اقسام ديگر طاعت و عبادات نيز پديد مىآيد . با اينكه بعض از اعمال حج امورى هستند كه نفوس ، به حكمت و رموز آن آشنايى ندارند و عقول به معانى آنها پى نمىبرند مانند افكندن سنگريزه به جمار « 2 » و رفت و آمد بين صفا و مروه بر سبيل تكرار ، معهذا نمىتوان ترديد نمود كه احكام خداوندى همگى داراى حكمت بالغه و مصالح و منافع عاليه است منتهى مصلحت بعضى از آنها روشن و بعضى پنهان و برخى به نحوى است كه بيشتر عقلها به آنها پى نمىبرند و در اين قسم است كه نور كمال بندگى به تمام حقيقتش محقق مىشود ، زيرا در اعمالى كه حكمت و مصلحتش ظاهر باشد - چون انسان فطرتاً مايل به كمال است - تمايل به انجام آن عمل پيدا كرده و خود اين مطلب انگيزهاى براى انجام عمل مىشود و به فرمانبردارى كمك مىنمايد و كمال و حقيقت بندگى به آن آشكار نمىشود ، و اما احكامى را كه خداوند مقرّر داشته و عقل انسان از درك حقيقت آن عاجز است و
--> ( 1 ) . شِعار به كسر اول اصل مناسك حج و معظم آن است مانند وقوف و طواف ، و شَعيره بر وزن سفينه آنچه بر وى نشانى باشد ازجهت حج و اعمال آن و جمع هر دو شعائر است . ( 2 ) . جمار جمع جمره و آن موضعى است كه سنگريزه به آن مىافكنند . « در كتبلغت ( جِمار ) به معناى سنگريزه آمده است . جمع مواضع سهگانه براى رمى جمره را جمرات گفتهاند . »