شيخ محمد امامى خونسارى

22

فلسفه و اسرار حج (فارسى)

استوار بينا مىشود . و در آن هنگام است كه خواهان بىنيازى و توانايى خود مىگردد ، نه آنچه تا كنون خواهنده آن بوده است و مهياى آن مىشود كه همه خواهش‌ها و تاريكىهاى طبيعت را از خود پاك سازد . اين نخستين انديشه است كه قاصد حج احساس مىكند تأثير آن را در شناسايى مقام نفس انسانى و برترى روح از دل‌بستگى به ظواهر زندگى دنيايى ، و هنگامى كه در ميقات حاضر شد و غسل كرد و جامهء احرام دربر نمود ، دل او از جلال آن انديشه‌ها و ملكاتى كه در نفس او پيدا شده است پر گشته و زندگى و همه شؤون آن را از خود دور مىافكند جز اينكه عباداتى را كه در حج از او خواسته شده به نحوى كه موجب تقرب و قبول باشد انجام دهد ، و نمىبيند خود را مگر فردى از لشگريان خداوند متعال كه آنان را خوانده‌اند و به اجابت موفق گشته‌اند ، و هنگامى كه پوشش و كيفيت خود را تغيير داد و خوارى موقف و بيچارگى خود را آشكار نمود ، بر خود لازم مىداند كه دلش پاك و كردارش پاكيزه ، و گفتارش راست و بىآلايش باشد و كسى را از خود نرنجاند و براى خشنودى حضرت پروردگار از روى صفا و حقيقت از خود بگذرد و هستى خود را از هر گونه آلودگى و آميختگى به اغراض دور ، و متوجه حق متعال سازد . در نتيجه هنگامى كه عملش را تمام نمود ، نور معرفت دل او را فرا گرفته و روشن ساخته ، و گوشه‌هاى قلب او از همه رخنه‌هاى ريز