شيخ محمد امامى خونسارى
117
فلسفه و اسرار حج (فارسى)
تصور نمىشود برترى داده ، و مكه معظمه شهرى است مانند ساير شهرهاى روى زمين پهناور حضرت حق ، و ليكن ذات با جلال و بىزوال ، آن را به شرافتى بسيار و فزونى احترام اختصاص داده ، و براى او حرمى تعيين نموده كه بندگان خود را از دخول در آن بدون احرام منع فرموده . بعضى از جهانگردان كه به نام مسلمانى و تظاهر به دين مبين اسلام به مكه و مدينه رفته ، و هريك بر حسب راهى كه پيموده و مقصودى اعم از سياسى يا دينى كتابى نوشتهاند ، افترا بسته و به دروغ گفتهاند كه مسلمانان در حج خود حجر الاسود را كه سنگى است از بقاياى آثار بتپرستى عرب در زمان قديم عبادت مىكنند ، با اينكه هيچ يك از مسلمانان - با اختلاف مذاهبى كه دارند - حجر الاسود را به عنوان عبادت خود مورد توجه ندانسته ، و از اعراب جاهليت هم شنيده نشده كه اين سنگ را مانند برخى سنگها پرستش كرده باشند ، با اينكه نهايت احترام را از اين سنگ هميشه مىنمودند . احترام سنگها در ميان مردم - غير از كسانى كه به عنوان استحقاق ذاتى آنها را عبادت مىكردند - از دير زمانى مرسوم بوده ، و از توراتى كه فعلًا رايج است معلوم مىشود كه پيامبران بنى اسرائيل در مناسبات بسيارى سنگها را به پا مىداشتند . از جملهء آنها ، آنچه را براى عهد و پيمانى گواه قرار مىدادند مانند سنگى كه يوشع بن نون در موقعى كه از قوم خود پيمان گرفت