شيخ محمد امامى خونسارى
103
فلسفه و اسرار حج (فارسى)
ايمان و گرونده به حضرت پروردگار و روح نيرومند هنگامى كه كارش را به خداوند تعالى واگذار كرد ، و از او رستگارى و پيروزى را اميد داشت ، رحمت خداوندى و لطفش در حالى كه نااميد است او را درمىيابد . چه خداوند متعال درخواسته خود استوار است و بركارش چيره . به ياد مىآورد كه حضرت آدم عليه السلام هنگامى كه به زمين فرستاده شد ، بر صفا فرود آمد ، و حوا بر مروه ، و آدم عليه السلام روزها نزد او آمده و با او گفتگو مىكرد ، وقتى كه شب فرا مىرسيد بر مىگشت و شب را در صفا مىگذرانيد از ترس اينكه مبادا نفس او بر او چيره شود ، و تا زمانى كه خداوند خواسته بود به اين حال باقى بود ، و از مبدأ اعلى سخنى شنيده نمىشد و به فرستادن فرشتهء وحى مشرف نمىگرديد ، و حضرت سبحان بر حال او بصير بود و بر حالت او بر فرشتگان مباهات مىفرمود ، تا زمانى كه توبهء او مورد قبول و پذيرش خداوند قرار گرفت . حضرت ابراهيم عليه السلام زمانى كه اسمعيل عليه السلام را در مكه گذاشت ، كودك تشنه شد و در اين هنگام در ميان صفا و مروه قرار گرفته بود . پس مادرش هاجر به جستجوى آب روانه شد تا بر صفا ايستاد ، و گفت : آيا در اين بيابان آدمى زادى هست ؟ كسى پاسخ او را نگفت . پس از آنجا روانه به سوى مروه گشت ، و در آنجا گفت : آيا در اين بيابان آدمى زادى هست ؟ جوابى نشنيده ، به سوى صفا برگشت و همان كلام را باز گفت . تا اينكه هفت بار اين عمل تكرار شد ، پس به