الشيخ جوادي الآملي
88
عرفان حج (فارسى)
مىميرد ، بديهى است كه در آن حال نه مال را با خود مىبرد و نه علاقه به مال را ، از همين لحظه است كه عذاب آغاز مىشود ؛ زيرا به مال علاقه دارد و علاقه به مال او را رها نمىكند اما او مال را رها مىكند . وقتى علاقه باشد و مورد علاقه نباشد ، عذاب شروع مىشود . پس چه خوب است كه انسان در توليد زياد تلاش و كوشش كند امّا در مصرف قانع باشد . مشكل ديگران را براى رضاى خدا حلّ كردن ، انسان را متمكّن و سرمايهدار مىكند ؛ چرا كه سرمايهاش را پيش از خود فرستاده است و با مرگ به حضور سرمايه مىرود . چنين كسى تنپرور ، تنبل و كم كار نيست . پر توليد است و كم مصرف . انباردار نسل بعد از خود نيست چون مىداند كه بعد از مرگ ، رابطهء پدرى و فرزندى قطع مىشود . لذّت را ديگران مىبرند و او در عذاب و رنج مىسوزد . البته حفظ و تأمين معاش فرزندان جزء دستورات است اما انسان بايد قسمت مهمّ تلاش را براى آيندهء خود كند و فرزندانش را هم صالح بپروراند . امام سجّاد - سلام اللَّه عليه - فرمود : اى شبلى ، سرّ مكّه رفتن آن است كه انسان وقتى به سرزمين منا پا گذاشت ، بفهمد كه به آرزوهاى خود رسيده است . سرّ اين كه گروهى علاقهمندند زودتر بميرند و عدّهاى حتّى در دوران پيرى و فرسودگى ، سعى مىكنند بمانند اين است : آنها كه به دوران سالمندى رسيدهاند و چيزى براى ذخيرهء آخرت ندارند ، مىبينند كه دستشان خالى و رويشان سياه است و سفر هم سخت . و آنها كه عاقلانه زندگى كردهاند ، مىبينند كه دستشان پر و رويشان سفيد است . بنابر اين احساس سبكى مىكنند و علاقهمندند به رفتن ؛ زيرا مىفهمند كه به