الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)
38
سلامة القرآن من التحريف (تحريف ناپذيرى قرآن) ( فارسى)
تناسبى بين دو جملهى آيهى شريفهى . . . وَإِنْ خِفْتُم أَلَّا تُقْسِطُوا فِى الْيَتامَى فَانْكِحُوا ما طَابَ لَكُم مِنَ النِّسَاءِ . . . « 1 » ؛ ( . . . واگر مىترسيد دربارهى يتيمان عدالت نورزيد ، پس با زنانى كه براي شما پاكيزه قرار داده شده ، ازدواج كنيد . . . ) نيست ؛ زيرا جملهى نخست دربارهى عدالت با يتيمان وجملهى دوم دربارهى ازدواج با زنان پاكدامن است وأين دو تناسبى با يكديگر ندارند . پس بين اين دو جمله بايد چيزى حذف شده باشد « 2 » ، ليكن اگر اندكى در سياق آيات تأمل گردد ودر سنتهاى جاهلي در غارت أموال دختران يتيم وستم وجفا به آنان مطالعه شود « 3 » ، پيوند وتناسب بين اين دو جمله از آية به خوبى معلوم خواهد شد . شاهد اين تناسب هم آيهى 127 همين سوره است ؛ بنابراين ، چگونه مىتوان به حديثي كه مىگويد : « بين اين دو جمله از آية ، يك سوم قرآن ساقط شده است » گردن نهاد ؟ آن هم حديث مرسلى كه تنها در يك منبع « 4 » آمده وصريحاً با ادلهى سلامت قرآن از تحريف مخالف است ودر آن زنديقى فرض شده كه در مقام مناظره با امام عليه السلام مىگويد : چرا بين اين دو جمله از آية تناسبى نيست . آيا ممكن است امام بهانه به زنديق بدهند وبگويند يك سوم قرآن از بين اين دو جمله ساقط شده است ؟ آيا اساساً چنين چيزى معقول است كه بين دو جمله از يك آية ، يك سوم ألفاظ قرآن حذف شده باشد ؟ ! نمونهاى ديگر حديثي از كتب أهل سنت است كه در منابع متعدد با سندهاى گوناگون نقل شده است . مىگويد : ابىّ بن كعب در سورهى « البيّنة » چنين قرائت مىكرد : لو أَنَّ ابنَ آدَمَ سَأَلَ وادِياً مِنْ مَالٍ فَاعْطِيه لَسَأَلَ ثانياً فَسأَلَ ثالثاً ولا يُمْلأُ جَوفُ ابنِ آدَمَ إِلَّا التُرابُ وَيَتُوبُ اللَّهُ عَلى مَن تابَ ذلكَ الدّينُ القَيمُّ عِنْدَ اللَّه الْحَنيفية غَيرُ المُشْرِكَة
--> ( 1 ) . سورهى نساء ( 4 ) ، آيهى 3 . ( 2 ) . ميرزا حسين نوري ، فصل الخطاب ، ص 270 . ( 3 ) . براي توضيح بيشتر ر . ك : محمد حسين طباطبائى ، همان ، ج 4 ، ص 166 به بعد . ( 4 ) . اين حديث تنها در كتاب الاحتجاج با سند مرسل آمده است . ر . ك : أحمد بن علي طبرسى ، الاحتجاجعلى أهل اللجاج ، تحقيق بهادرى ، ج 1 ، ص 377 - 378 .