الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)
30
سلامة القرآن من التحريف (تحريف ناپذيرى قرآن) ( فارسى)
عبارت امام صراحت دارد كه در ألفاظ قرآن تحريفى صورت نگرفته ؛ چون مىفرمايد ألفاظ قرآن را به پا داشتند [ كناية از اين كه حفظ كردند ] هر چند آنان احكام قرآن را تغيير دادند ودستوراتش را تباه ساختند . « 1 » ونيز احاديثى ديگر كه به خاطر رعايت اختصار از ذكرشان خوددارى مىشود . ج ) احاديثى كه در صدد بيان بلنداى مرتبهى قرآن در زندگى هدايتي انسانهاست « 2 » . د ) احاديثى كه قرآن را به طور مطلق معيار درستى ونادرستى انديشهها وروايات مىشناسد « 3 » وآنچه را با قرآن هماهنگى ندارد ، مردود مىشمرد . دربارهى اين گروه از أحاديث بررسى بيشترى خواهيم داشت . ه ) روايات بىشمارى در أبواب گوناگون فقهى ، « 4 » مانند أحاديث « باب درخواست شفا از قرآن » ، « باب توسل به قرآن » ، « باب حفظ واز بر كردن قرآن » ، « باب آداب تلاوت قرآن » ، « باب سوگند به قرآن » وبابهاى ديگرى كه هر كدام دهها روايت را در بردارند . اگر قرآنِ موجود تحريف شده بود ، نمىتوانستيم اين آثار فقهى را براي قرآن اثبات كنيم . در ميان گروههاى گوناگون أحاديث مذكور ، أحاديث صحيح السند نيز فراوان به چشم مىخورد . قدما ومتأخران اماميه براي نيل به دو هدف به روايات استناد كردهاند : أول : اثبات سلامت قرآن از تحريف ؛ دوم : ساقط كردن أحاديث تحريفنما ، در صورتي كه تأويلى درست براي معناى
--> ( 1 ) . محمدهادى معرفت ، صيانة القرآن عن التحريف ، ص 50 . ( 2 ) . ر . ك : محمد بن مسعود عياشى ، تفسير العياشي ، تصحيح رسولي محلاتى ، ج 1 ، ص 3 و 6 ، ونهجالبلاغه ، خطبهى 181 والكافي ، « كتاب فضل القرآن » ، ص 600 . ( 3 ) . ر . ك : محمد بن مسعود عياشى ، همان ، ج 1 ، ص 8 . ( 4 ) . ر . ك : محمد باقر مجلسي ، بحار الأنوار ، ج 92 ، « كتاب القرآن » ، ص 13 - 43 وص 175 - 372 وج 93 ، « كتاب القرآن » ومحمد رضا حكيمى ، الحياة ، باب السادس ، ص 41 به بعد .