الدكتور فتح الله المحمدي (نجارزادگان)
20
سلامة القرآن من التحريف (تحريف ناپذيرى قرآن) ( فارسى)
كه در فاصلهى سالهاى 35 - 41 هجرى أنشأ شدهاند « 1 » نيز ، قرآن را به گونهاى معرفى كردهاند كه امكان دستبرد در ساختار آن را منتفى مىسازد ؛ وهمين طور در بيان وبنان ديگر معصومان عليهم السلام نيز أحاديث فراوانى دربارهى أوصاف ، ويژگىها وآثار قرآن به چشم مىخورد كه در دلالت مطابقي ويا التزامىشان از تحريفناپذيرى قرآن پرده برمىدارند . در بخش أول اين كتاب در پاسخ به پرسش شمارهى 3 با برخى از اين أحاديث آشنا خواهيد شد . اگر بر آيات وأحاديث كه به تحريفناپذيرى قرآن دلالت دارند ، مدارك وشواهد تاريخي مبنى بر عنايت ويژهى مسلمانان به قرآن وحساسيت فوق العادهى آنان نسبت به تغيير در قرآن را بيفزاييم ، باز بايد بر پيشينهى اين بحث در عصر نزول وحى تأكيد كنيم . اين مدارك وشواهد نخستين بار در استدلال علم الهدى سيد مرتضى ( م . 438 ه . ق ) جايگاهى ويژه به خود گرفته است . در نزد دانشمندان نيز بحث تحريفناپذيرى قرآن ، پيشينهاى بس ديرينه دارد . آنان كه كتابهايى در فضايل قرآن نگاشتهاند ، مفسران در مقدمهى تفسير يا در طي شرح آياتي كه مربوط به موضوع سلامت قرآن است ، اصوليون در بحث ناسخ ومنسوخ وحجيت ظواهر آيات ، فقها در بحث جواز قرائت سبعه در نمازها وگزينش يك سوره بعد از حمد ونيز در پارهاى از كتابهاى معارف ديني به اين مسأله پرداختهاند . پارهاى از أحاديث تحريفنما در كتابهاى محدثان از شيعه وسنى ، دستاويز عدهاى ظاهربين شده است ؛ آنان بدون تأمل در محتوا وسندهاى اين أحاديث ، به پندار تحريف قرآن دچار شدهاند ؛ مانند أبو الحسن محمد بن أحمد ( معروف به ابن شنبوذ بغدادي م . 328 ه . ق ) از دانشمندان أهل سنت ، كه مىتوان وى را پيشگام در اين پندار قلمداد كرد « 2 » ؛ از لابهلاى مدارك تاريخي نيز مىتوان چنين استفاده كرد كه ابتدأ وجود
--> ( 1 ) . به طور نمونه ر . ك : نهج البلاغة ، خطبهى 181 ، نامهى 53 ، ق 39 . ( 2 ) . ر . ك : محمد بن أحمد قرطبى ، الجامع لاحكام القرآن ، ج 1 ، ص 80 - 81 ؛ أحمد بن علي خطيب ، تاريخبغداد ومدينة السلام ، ج 1 ، ص 280 وعبد الرحمن مَقدسى ، المرشد الوجيز إلى علوم تتعلق بالكتاب العزيز ، تحقيق طيار قولاج ، ص 186 .