الشيخ محمد الصادقي الطهراني
7
علم قضاوت در اسلام (از ديدگاه كتاب و سنت) (فارسى)
بينهم يوم القيامه فيما كانوا فيه يختلفون » ( 10 : 93 ) ، در آيهى اول ، قضاوت خداى عزيز حكيم شامل هر دو جهان است ، و در آيهى بعد براى جهان آخرت ، و در هر صورت قضاوت به حق و شايستگى همه جانبه در همهى مراحل و موارد در اختصاص « اللَّه » است كه « واللَّهُ يَقْضي بِالْحَقَّ والّذينَ يَدْعُونَ مِنْ دَونه لا يقْضونَ بِشَىءِ » ( 40 : 20 ) و خدا بهحق قضاوت مىكند و كسانى كه از غيرِ خدا مىخواهند و يا غير از او را مىخوانند ، بهچيزى از حق قضاوت نمىكنند ( بهپشيزى نمىارزند ) . قاضى دوم : رسولاللَّه صلى الله عليه و آله فرستادهى خدا بر مبناى وحىِ « اللَّه » قاضى دوم است ، و « هيچ مرد و زن مؤمنى در برابر قضاوت « اللَّه » و رسولش حق خودسرى ندارند : « وَ ما كانَ لِمُؤمِنٍ وَلامُؤمِنَةٍ إذا قَضَى اللَّه و رَسُولُهُ أمْراً أنْ يَكُون لَهُمُ الخيَرةُ مِنْ أمْرِهِمْ » ( 33 : 36 ) و در نتيجه اگر غير فرستادهى خدا را بر شؤون خود حاكميت و حَكَمت دهند هرگز ايمان ندارند : « فَلاوَرَبّكَ لا يؤمِنونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لايَجِد وافى أنْفَسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْليما » ( 4 : 65 ) پس بهپروردگارت قسم ايمان نمىآورند مگر آنكه ترا در اختلافاتشان حَكَم گيرند و پس از حُكْمِ تو در جانشان هرگز حرج و تنگنايى از قضاوت نيابند و در برابرت تسليم شوند تسليم شدنى . ( شايسته و بايسته ) حَكمها و قضاوتها يكسره بر مبناى جاهليت و نادانى خطرناكى