الشيخ محمد الصادقي الطهراني
16
علم قضاوت در اسلام (از ديدگاه كتاب و سنت) (فارسى)
كه اميران و قاضيان در آنها بىداد مىكنند . و از اميرالمؤمنين عليه السلام است كه چشم درد شديدى گرفت . رسولاللَّه بهعيادتش تشريف بردند و على از شدت درد ناله مىكرد . فرمود : - على ! نالهى جَزَعَست و يا درد ؟ عرض كرد : يا رسولاللَّه ! تاكنون دردى سختتر از اين نديده بودم . فرمود : على ! هنگامىكه فرشتهى مرگ براى گرفتن جان فاجر مىآيد با سيخهاى آتشين جانش را مىكَنَد ، پس جهنم فرياد مىكشد . على عليه السلام ناگهان نشست و گفت : يا رسولاللَّه ! فريادش را تكرار فرما كه دردِ مرا از ياد برد ، آيا كسى از امّتت اينگونه عذابى دردناك را مىبيند ؟ فرمود : آرى ! حكّامِ جور ، حاكمان و قاضيانِ ستمكار و خورندهى مال يتيم و شاهدِ دروغ . در اينجا شنيدن عذابى از عذابهاى قُضاتِ جور ، سختترين دردِ شخصيتِ جهانى اسلامى پس از رسول گرامى صلى الله عليه و آله را از يادش مىبرد ، چرا ؟ بهاو چه ربطى دارد ؟ آخر او هم قاضى است ولى قاضى بِعَدلْ كه برحسب فرمودهى رسولاللَّه صلى الله عليه و آله : ( أقْضاكُمْ عَليٌ ) او بهترين نمونهى قضات است ، ولى با شنيدن عذابى از قضات جور سختترين دردش را فراموش مىكند ! شيوهى قضاوتِ قاضى شرع بايستى سراپا عدالت و بىنظرى باشد حتى در دلش هم از خدا نخواهد كه حق را بهجانب فلانى دهد كه تمايلى