الشيخ محمد الصادقي الطهراني
9
فقه گويا يا فقه سنتى ، فقه پويا يا فقه بشرى؟! (فارسى)
« كتاب و سنّت قطعيّه » برداشت شود ، و نه از مداركى ديگر ، كه آن اصلاح و ديگرش افساد است ، زيرا : « وَالَّذينَ يُمَسِّكُونَ بِالْكِتابِ وَأقامُواالصَّلاةَ إنّالانُضيعُ اجْرَالْمُصْلِحينَ » . « 1 » و كسانى كه بهوسيلهى « كتاب » ( قرآن ) نگهبانى مىكنند ( خود و ديگران را از كژى و نابسامانى ) و نماز را به پا مىدارند ، محققاً ما مزد اصلاحكنندگان را ضايع نمىكنيم . و چون اين « كتاب الهى » و سنّت پيمبر صلى الله عليه و آله ، و امامان معصوم عليهم السلام پس از وى را بهترتيب مورد تمسّك قرار داده است كه : « أطيعُوااللَّهَ وَأطيعُواالرَّسُولَ وَأولِيالأمْرِ مِنْكُمْ . . . » « 2 » ما نيز به سنّت قطعيه پس از كتاب تمسّك مىكنيم . با توجّه به اينكه « سنّت » هرگز برخورد سلبى و مضادّ با قران ندارد ، كه تنها در حاشيهى آن است و نه مخالف با آن ، زيرا : « فَاسْتَمْسِك بِالَّذى أوحِيَ إلَيْكَ إنَّكَ عَلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ » . « 3 » « پس به آنچه بر تو وحى شده استمساك كن كه محققاً تو بر صراطى مستقيمى » « 4 » كه بنياد استمساكْ ، قرآن ، و در حاشيهاش سنّتِ موافق يا غير مخالف با آن از رسول گرامى صلى الله عليه و آله و اهل بيت قرآن است . و بالاخره براى شخص رسول صلى الله عليه و آله كه در بالاترين قلّهى عصمت ، عقل ، علم و درايت است پناهگاهى بهجز قرآن نيست كه : « وَاتْلُ ما أوحِيَ إلَيْكَ مِنْ كِتابِ رَبِّكَ لامُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ وَلَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً . » « 5 »
--> ( 1 ) - سورهى اعراف ، آيهى 170 . ( 2 ) - سورهى نساء ، آيهى 59 . ( 3 ) - سورهى الزّخرف ، آيهى 43 . ( 4 ) - استمساك ، نگهبانى كردنِ رسالت بهوسيلهى قرآن است . ( 5 ) - سورهى كهف ، آيهى 27 .