الشيخ محمد الصادقي الطهراني
71
فقه گويا يا فقه سنتى ، فقه پويا يا فقه بشرى؟! (فارسى)
مسجدالحرام ، طبقهى همكف آن ، و طبقهى فوقانى و زيرينش نيز ، جاى طواف بر گِردِ كعبه است زيرا كعبه هرگز ويژهى ساختمان بيتاللَّه نيست بلكه استوانهاى نورانى موازى كعبه تمامى جهان را در بردارد و نماز طواف هم در ضلع مقام ابراهيم تا آخر مسجدالحرام صحيح مىباشد . مسألهى 41 : خمس و زكات - هر دو از مالياتهاى مستقيماند ، كه خمس برحسب يك آيه و زكات نيز برمبناى حدود سى آيه به تمامى درآمدها تعلّق دارد . و چنانكه سيّد بودن درگرفتن خمس شرط نيست ، سيّد نبودن هم در زكات مدخليّتى ندارد . بهويژه آنكه اگر در سيّد بودن انتساب به پدر شرط باشد ، درصدِ سادات فقير از درصدِ فقيران غير سيّد بسيار كمتر خواهد بود ، كه شايد نود درصد فقرا سيّد نيستند ، در اينجا چگونه ميانگين 5 / 2 و 5 و 10 درصد زكات از نه گونه مال ، براى هشت دسته است ، ولى نيمى از خمس تمامى اموال ويژهى 10 درصد فقراى اسلام است ، و اين چه حساب بىحسابى است كه به خداى آفرينندهى عدل و حساب نسبت داده مىشود ، ضمناً اگر سهم هر دو دسته نيز يكسان بود ، ويژگى هر يك به دستهاى مخصوص براى جدايىافكنى كافى است ! با توجه به اينكه با جعلِ روايتى پليد گفتهاند كه : چون زكات از پليدىهاى دستهاى مردم است از فرزندان پيمبر بهدور است ، با آن كه منبع نُهگانهى زكات ! از منبع خمسِ تمامى اموال پاكتر است ، و اگر هم زكات به صد در صد اموال متعلق باشد - چنانكه ما مىفهميم - هر دو منابع مشتركى دارند ، و چگونه تصور مىشود زكات از همان منبع خمسْ پليد بوده ، ولى تنها خمس پاكيزه باشد ! وانگهى اگر هم زكات پليد باشد چرا اين پليدى براى