الشيخ محمد الصادقي الطهراني
59
فقه گويا يا فقه سنتى ، فقه پويا يا فقه بشرى؟! (فارسى)
نابود شود محكوم به پاكى است ، و اصولًا اينگونه نابود شدن نجاست دليل بر طهارت است ، كه محل آن پس از نابوديش محكوم به نجاست نيست ، و « دليلْ » تنها خود نجاست را مورد پرهيز دانسته و نه جايگاهش را ، با آنكه پس از نابوديش اثرى از آن برجاى نمانده باشد . چنانكه فقيهانى مانند سيدمرتضى بر طرف شدن عين نجاست را كلًا موجب طهارت جايگاهش دانستهاند . مسألهى 12 - و نه تنها نجاست رسمى و اصطلاحى ، كه تمامى پليدها ( خبائث ) كه مورد نفرت آدمى است ، در بسيارى از استعمالات حرام است ، كه خوردن ، آشاميدن ، نماز خواندن با آنها و . . . زير پوشش « يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُالْخَبائِثَ » « 1 » آمده ، با آنكه نجاستهاى رسمى اگر به حدّ « خبائث » نرسيده باشند ، تنها در عبادتى مانند نماز و احرام حرامند ، و از جهت خوردن و آشاميدن بين نجس : ناپاك و « خبيث » : پليد ، اصطلاحاً عُمومِ مِنْ وَجْه است ، كه بعضى نجسها پليد و بعضى هم پليد نيستند ، چنانكه برخى از پليدها نجس و بعضى هم نجس نمىباشند . و چه بهتر و حتمىتر كه وسواس دربارهى طهارت و نجاستِ ظاهرى بايد جاى خود را به ايجاد طهارت باطن و زدودن نجاست باطنى دهد . مسألهى 13 : نجاست - در اصطلاح شرعيش برمبناى كتاب و سنت ويژهى سگ ، خوك ، بول ، غائط و خون حيوانات حرام گوشت ، و خون بيرون ريخته شده پس از كشتن حيوان حلال گوشت است ، كه « أوْدَماً مَسْفُوحاً » « 2 » در نتيجه خونهاى مانده در بدن حيوان پس از كشتن آن و خون غيرحيوانى - مانند خونهايى كه در لابراتوار ساخته شود ، پاك و حلال است ، و نيز « منى » انسان اگر با شهوت برون جهد ، و جسم مردهى
--> ( 1 ) - سورهى الأعراف ، آيهى 157 . ( 2 ) - سورهى انعام ، آيهى 145 .