الشيخ محمد الصادقي الطهراني
54
فقه گويا يا فقه سنتى ، فقه پويا يا فقه بشرى؟! (فارسى)
پايه « كتاب و سنت » فتوى دهند ، و يكى از آنها متعهدتر باشد ، اينجا تقليد ويژهى اوست ، زيرا نظرش « احْسَنَه » است . مسألهى 3 - و چنانكه « اجتهاد » تبعيضپذير است ، كه در برخى از مسائل اجتهاد كنى و در بعضى كه خود نمىتوانى با دليل كافى بهدست آورى ، يا اگر هنوز در آنها اجتهاد نكردهاى ، بايد از شايستگان تقليد كنى ، در تقليد نيز چنان است ، كه در بعضى از مسائل از فردى برتر و در بعضى ديگر از شخص ديگر كه در آنها از اوّلى برتر است تقليد كنى ، كه بهاصطلاح هر دوى اجتهاد و تقليد تبعيضپذيرند ، چنانكه تمامى علوم ، معارف و كارها نيز چنان است ، و اينجا مسئوليتِ بيشتر برعهدهى صاحبنظران و فقيهان است كه بهگونهاى پسنديده و قابل پذيرش مسألهى « وجوب تقليد اعلم » را براى ديگران بيان كنند ، كه ديگران چه بسا نمىدانند كه اين مسأله تقليدى نيست ، ولى همانطور كه مىبينيم در آن هم تقليد مىكنند ! مسألهى 4 - تشخيص تقوى و تعهدِ بيشتر به عهدهى خود مقلدين است ، گرچه فقاهتِ بيشتر رااهل خبره و اطلاع مىفهمند ، كه اگر چنان اشخاصى متّقى و آگاه از فقه و فقاهت برمبناى كتاب و سنّت ، فردى را از نظر فقاهت برتر بدانند ، او برتر است . و بههنگام اختلافِ صاحبنظران بهگونهاى يكسان ، پيروى در موارد اختلاف يكسان است ، گرچه پيروى از باتقواترينشان واجب است . و بالاخره احتمال عاقلانهى برترى هم درين ميان نظر باتقواتر را برتر و تقليدش را مُتَعيَّن مىسازد . كه فقط پيروى از « احْسَنَهْ » واجب است . مسألهى 5 - اصولًا تقليد هم مانند اجتهاد تقليدى نيست ، بلكه براساس حساب و ميزان عقلى و شرعى است ، يعنى اگر از مرجع تقليد