الشيخ محمد الصادقي الطهراني
50
فقه گويا يا فقه سنتى ، فقه پويا يا فقه بشرى؟! (فارسى)
لغت و ادبيات عربى و يا ترجمهى درست قرآن ، بهدست مىآيد ، زيرا برحسب حديث « فَالْعِبارَةُ لِلْعَوامِ » اين سهم عوام است كه از ظاهر قرآن بهرهمندند ، و سپس اشارات و لطائف است كه براى اهلش بوده و هر يك نيز برحسب درجاتِ « خواصّ و اولياء » مراتبى دارد كه پيشرفتِ عقل و علم ، و نيز نيروى تقوى ، زاد و راحلهاى براى فهم بيشتر و روشنگرىِ زيادتر از خورشيد جهانافروز قرآن مىباشند . و در پايان « وَالْحَقائِقُ لِلْانْبِياءِ » آخرين درجات معرفت قرآنى براى مقام نبوت است و شخص خاتمالنّبيين صلى الله عليه و آله در اين « حقايق » گوى سبقت را از همگان ربوده ، و در حاشيهاش امامان معصوم عليه السلام ، و حتى جبرئيل آورندهى وحى قرآنى از شاگردان مكتب حضرتش مىباشند . آرى اين خوشهاى از خروار پيرامون « فقهِ شريعتِ اللَّه » است كه وسيع و فراگير مىباشد . اكنون با سيرى سريع در تمامى ابواب « فقه احكام » مسائلى را با اشاره به برهان قرآنيش مورد بررسى مختصر قرار مىدهيم كه خود نقطهى عطفى در فقاهتِ احكامى است ، شايد فقيهان و شرعمداران با تجديد نظر در « فقه سنتى » و ديگران هم در ساير روشهاى فقهى ، فقه عالى قرآن را به جهانيان بنمايانند ، تا خدمتى اساسى و شايسته به اين ناموس بزرگ الهى كرده باشند ، و بهجاى هرگونه برخوردِ بيگانه از علم و ادب اسلامىِ ناكسان ، از كَسان و اهل ايمان انتظار داريم با بررسى كاملِ اين دفتر با ما سخن گويند . و علىاللَّه قصدالسبيل و منها جائر »