الشيخ محمد الصادقي الطهراني

47

فقه گويا يا فقه سنتى ، فقه پويا يا فقه بشرى؟! (فارسى)

از هر چيزى - مخلوق - جفتى آفريديم شايد به‌هوش آمده متذكّرِ ( حقيقتِ فقر و نياز اصلى جهان آفرينش ) گرديد . پس به‌سوى خدا بشتابيد ، همانا من از طرف او براى شما ترساننده‌اى آشكاركننده‌ام . در اينجا ريزترين ماده ، كه نخستين مرز موجوديت آن است نيز مشمول « زَوْجَيْنِ » شبوده ، و مُهرِ نياز را بر ذواتِ تمامى كائنات زده ، كه بالاخره ماده هرچه باشد خالى از دوگانگى نيست ، و نياز هر يك در موجوديتشان به‌ديگرى مىباشد ، و اگر سوّمى كه خدا است - و برون از هر دو - در كار نباشد ، كه نگهبان هر دو است ، اين خود به اصطلاح دور مُصَرَّح است ، كه چيزى بر چيز ديگر متوقف باشد كه او هم بر اولى توقف دارد ، و اين هم از محالات اوليه است . و يا راجع به انسان‌ها و مانند آنها از حيوانات عاقل چنين فرمايد : « وَمِنْ آياتِهِ خَلْق‌ُالسَّماواتِ وَالْأَرْضِ وَ مابَثَّ فيهِما مِنْ دابَّةٍ وَ هُوَ عَلى جَمْعِهِمْ اذا يَشآءُ قَديرٌ » . « 1 » و از نشانه‌هاى - وجود و وحدانيت - خدا است ، آفرينش آسمان‌ها و زمين ، و آنچه در آنها پراكنده است از حيوانات و او بر جمعشان هنگامى كه مىخواهد توانا است » كه اينجابا لفظ « مِنْ دابَّهٍ » براى آسمان‌ها نيز ، همچون زمين ، حيواناتى معرفى كرده ، و سپس با « جَمْعِهِمْ » - به‌دليل « هم » كه براى عاقلان است - حيوانات عاقل زمين و آسمان را در آينده‌اى با هم جمع خواهد كرد ، كه كيهان‌پيماهاى متقابل زمينى و آسمانى ، عقلاى زمين و آسمان را براى آينده‌اى مجهول گردآورى كنند ، ولى علم پيشرفته - بادستيابى به آب‌هايى آسمانى - هنوز حتى وجود گياهانى را هم به‌طور حتم در آسمان‌ها كشف نكرده ، تا چه رسد به حيوانات يا انسان‌ها و

--> ( 1 ) - سوره‌ى الشّورى ، آيه‌ى 29 .