الشيخ محمد الصادقي الطهراني
45
فقه گويا يا فقه سنتى ، فقه پويا يا فقه بشرى؟! (فارسى)
روزى عليه آنان زبانها و دستها و پاهايشان - به آنچه عمل كردهاند - گواهى مىدهند . و : « قالوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ سَنِهدْتُمْ عَلَيْنا قَالُوا انْطَقَنَااللَّهُ الَّذى انْطَقَ كُلَّ شَىْءٍ » . « 1 » كه به ترتيب اين آيات : تمامى اعمال مكلفان به روز جزا ديده و شنيده مىشود ، كه خدا تمامى آنها را نسخهبردارى اصلى كرده ، گويى خودِ كارهاى زيبا و زشت حاضر مىگردند ، و بالاخره تمامى اعمال مكلّفان بر گردنهاشان تثبيت شده و به روز جزا آشكار مىگردد . حتى زبانها و دست و پاها و پوستها و بدنها را بر گواهىِ عينى وامىدارد . يا اشارهاى بس نغز و پُرمغز به دَكَلهاى گيرنده و فرستندهى صدا و سيما و مانند آن در آيهى : « أمْ لَهُمْ سُلَّمٌ يَسْتَمِعونَ فيهِ فَلْيَأتِ مُسْتَمِعُهُمْ بِسُلْطانٍ مُبينٍ » . « 2 » آيا براى آنها - كه وحى الهى را از مَلَاءِ اعلى منكرند - نردبانى است كه در آن بشنوند . و اينجا « فيهِ » است و نه « عليهِ » كه دوّمى مربوط به نردبانى است كه روى آن مىروند تا بهجايى بالا برسند ، ولى اولى « فيهِ » : شنيدن در نردبان است كه فعلًا نمونهاى بهجز دَكلهاى گيرنده و فرستندهى صدا و سيما را ندارد . در گذشته اينگونه آيات را تأويل به پاداش اعمال و يا تجسم اعمال مىكردند كه هر دو بر خلاف نص و ظاهر آشكار آنها است ، و امروز علمِ پيشرفتهى بشرى آن را بالحسّ و العيان دريافت كرده است . اين اشتباه و كوتهبينى گذشتگان است كه برداشتهاى غلط و بر خلاف قرآن را بهعنوان خدمت به قرآن با چهرهى تأويل - بر خلاف نص يا ظاهر قرآن -
--> ( 1 ) - سورهى فُصّلت ، آيهى 21 ( 2 ) - سورهى الطّور ، آيهى 38