الشيخ محمد الصادقي الطهراني

37

فقه گويا يا فقه سنتى ، فقه پويا يا فقه بشرى؟! (فارسى)

كه اينجا به اصطلاح مصداق اعلى و پنهان ، مورد تذكّر است . و يا در « فَلْيَنْظُرِ الْانْسانُ الى طَعامِهِ » فرمايد : « أىْ إلىعِلْمِهِ الَّذى يَأْخُذُهُ عَمَّنْ يَأْخُذُهُ » مقصود از طعامِ انسان كه بايد درست منظور گردد و بررسى شود ، - به‌گونه‌اى برتر از طعام جسم - علم شريعت است كه فرامىگيرد كه بنگرد از كه فرامىگيرد . يا درباره‌ى صراط مستقيم در آيه‌ى « إهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ » روايات زيادى رسيده ، كه اين « صراط » همان راه على عليه السلام است ، كه در اينجا مقصودْ بيانِ مصداقى الحاقى و درجه سوّم است كه به « صراط رسول‌اللَّه » ملحق شده ، و خودِ پيمبر هم هدايت به « صراطاللَّه » را استدعا مىكند . با آنكه « إنَّكَ لَمِنَ الْمُرسَلينَ . عَلى صِراطٍ مُسْتيمٍ » « 1 » حضرتش بر صراط مستقيم احاطه دارد و خود حضرت على عليه السلام و ساير معصومان عليه السلام در حاشيه‌ى « صراط مستقيمِ » حضرتش بوده‌اند ، و همگى با هم برحسب درجاتشان در قلب نماز كه سوره‌ى حمد است استدعاى هدايت به‌سوى صراط مستقيمِ « اللَّه » را دارند كه از « صراط مستقيمِ » بالفعلِ آنها برتر است ، البته نه « صِراطُالللَّهِ » كه ويژه‌ى خدا است ، بلكه صراطى را كه خدا براى بندگان خواسته است ، چنان‌كه « وَقُلْ رَبِّ زِدْنى عِلْماً » از پروردگار تقاضاى علم و معرفتى - افزون‌تر - كن ، كه اين خطاب به پيمبر بزرگوار است تا چه رسد به ديگران ! بالجمله تفاسير پيمبر صلى الله عليه و آله و امامان معصوم عليهم السلام هرگز تحميلى بر قرآن نيست ، بلكه روشنگرى است براى تاريك‌دلانى كه مفاهيم كلى قرآن را محدود به حدود افكار خود مىدانند ، و يا « قبض و بسطى » را از پيش

--> ( 1 ) - سوره‌ى الشّعراء ، آيه‌ى 4 .