الشيخ محمد الصادقي الطهراني
32
فقه گويا يا فقه سنتى ، فقه پويا يا فقه بشرى؟! (فارسى)
و آيا صاحب شريعت در تبيين آن قاصر يا مقصر يا جاهل و يا خائن بوده است ! ؟ يا برداشتكنندگان از شريعت ؟ كه احكام را از راه درست برداشت نمىكنند ، و عوامل درونى و برونى آنها در اين برداشتها گوناگون است ؟ ! شكّى نيست كه شريعت در اصل و بيان همگانى و ابديش قصور يا تقصيرى ندارد ، والّا شريعتِ « اللَّه » نيست ، و اين كجروىهاى گروهى از برداشتكنندگان از آن است كه به تضاد ، تناقض و به خلاف قصد اصلى شريعت مىانجامد . مثلًا كسانى كه در دريا غوطهور مىشوند ، و برخى از آنها كه شنا نمىدانند غرق مىشوند ، آيا اين تقصير درياست ؟ يا تقصير اينان است كه با ندانستن شناورى خود را به آب دريا مىافكنند . شريعت « اللَّه » اقيانوسى است بىكران كه براى شناوران آگاه نجات صددرصد را در پى دارد ، زيرا از لحاظ عقل و فطرت سالم در درون ، و از جهت لغت ، و جملات و علم درست در برون ، فهم قرآن و سنّت را به شايستگى مقرر داشته است . بايد از طرفداران « فقه سنتى » پرسيد اين كدام عامل درونى يا برونى است كه مىتواند برداشت حتمى بودن از « فُرِضَ » ، « كُتِبَ » و مانندش را عوض كند ، يا حرمت و حتميّت سلبى رااز « حُرِّم » و مانند آن دگرگون سازد . و نيز از « فقه پويا » مىپرسيم اين كدام عامل درونى يا برونى عقل و علم است كه مىتواند خدشهاى بر جايگاه رفيع مبانى و دلالت فصيح قرآن اندازد ؟ آرى در باب موضوعات احكام ، قبض و بسطى وجود دارد ، ولى هرگز