الشيخ محمد الصادقي الطهراني
24
فقه گويا يا فقه سنتى ، فقه پويا يا فقه بشرى؟! (فارسى)
اگر نمونههايى از « فقه سنتى » مخالف نص يا ظاهر قرآن ، و نيز متضاد و متناقض ، و بالاخره بر خلاف حس ، عقل ، فطرت و عدالت ، به جهانيان نشان داده شود ، مسلمانان را مردد يا كافر و كفّار را كافرتر و در كفر خود استوارتر مىكنند ! و در طرف مقابل اگر « فقه گويا » كه برمبناى كتاب و سنّت است ، به روشنى ، بدون تقيه از شهرتها ، اجماعات و نظرات ديگر به آنان نشان داده شود ، خود بهترين دليل بر حقانيّت است ، « ببين تفاوت ره از كجاست تا بهكجا » . اينان اگر نظراتى بر محور مبانى خود دارند كه احياناً بر خلاف حس يا عقل و يا علم است با برچسب « تَعَبُّد » تصحيحش مىكنند ، و حال آن كه ما اصولًا دين را بر مبناى عقل و فطرت و علم پذيرفتهايم ، پس چگونه ممكن است اين دينِ پذيرفتهى عقل و فطرت و علم با خود اينها تضادى داشته باشد ، و فىالمثل هواپيما فرودگاه خود را بمباران كند ! و چنان كه پيمبر بزرگوار صلى الله عليه و آله و پس از حضرتش ، حضرات ائمّهى معصومين عليهم السلام با حجت بالغهى قرآن به جنگ همگى خرافات رفتند ، شرعمداران حقيقى هم بايستى اسلام را از خرافات و هرچه غيراسلامى و يا ضد اسلام است نجات دهند ، كتابهاى حديث و نظرات اين و آن را با محك قرآن و سنّت قطعيه زير و رو سازند ، تا سيهروى شود آن كه در او غش باشد ! « 1 » اينان بسيارى از عوامل برونى و درونى را در فهم قرآن دخالت شرعى و علمى ! مىدهند ، كه علم اصول ، فلسفه ، عرفان ، منطق ، فقه سنتى و . . . را
--> ( 1 ) - در كتاب « غوص فىالبحار » حدود 180 كتاب حديثى شيعه و سنى را برمبناى قرآن مورد انتقاد قرار دادهايم .