الشيخ محمد الصادقي الطهراني
19
فقه گويا يا فقه سنتى ، فقه پويا يا فقه بشرى؟! (فارسى)
نقد و بررسى فقّه سنّتى « فقه سنّتى » كه فقهش هر دو فقه اكبر و اصغر را دربردارد ، اينجا مقصود از آن سنّت رسولاللَّه صلى الله عليه و آله - كه پس از قرآن و در حاشيهى آنها مستند قطعى اسلامى است - نيست ، بلكه روش عادى علماى اسلام است به استثناى كمى از آنها ، در اين « فقه » كلًا عادت شده كه قرآن حتى در حاشيهى علوم اسلامى هم - چندان - نباشد ، تا چه رسد در متنش ، و حال آنكه در تمامى مذاهب اسلامى دليل و مرجع اوّل است و در حاشيهاش سنّت ، كه در شيعه ، عقل و اجماع و سيره و شهرت و خبر واحد ظنى را به آن افزودهاند ، و برادران سنّى مذهب نيز قياس - استحسان و استصلاح را در رشته ادلّهى دينى آوردهاند ، ولى عملًا روايت و اجماع يا شهرت و يا . . . بر ظاهر و حتى بر نص قرآن « 1 » مقدّم داشته مىشود ، و در نتيجه تضاد و تناقض نظرات اسلامى چه اصلى و چه فرعيش ، نه در اثر گذشت زمان ، كه در يك زمان هم بسيار است . روى همين اصل نااصلى كه از زمان پيمبر بزرگوار - در ميان
--> ( 1 ) - دلالت صددرصد