الشيخ محمد الصادقي الطهراني
18
فقه گويا يا فقه سنتى ، فقه پويا يا فقه بشرى؟! (فارسى)
نزولش مىباشد ، كه در آنهنگام چه بوده ، و اكنون نيز همان معنى بايستى منظور گردد ، و نه آنكه با نشيب و فرازهاى ديگر معنى شود مثلًا « مَكروه » در اصطلاح لغوى قرآن « حرمت زياد » است چنانكه « كُلُّ ذلِكَ كانَ سَيِّئُهُ عِنْدَ رَبِّكَ مَكْرُوهاً » . « 1 » پس از محرماتى شديد مانند آدمكشى ، تبذير ، زنا ، خوردن مال يتيم و شرك و پيروى از غير علم آمده ، چنانكه واجبات بزرگى هم مانند عبادت خدا و احترام به والدين ياد شده ، و پس از تمامى اينها ، بدهايش - اعم از فعل و تركشان - نزد پروردگار هميشه « مكروه » بوده است كه طبعاً حرمتى زياد مىباشد . و نيز « ما يَنْبَغي » در آيهى « وَ مْا يَنْبَغيِ لِلرَّحْمنِ أنْ يَتَّخِذَ وَلَداً » « 2 » كه انتخاب فرزند را براى خدا « مْا يَنْبَغي » و محال دانسته است . اين بخش مختصرى از « فقه گويا » است كه هرگز كژى ، كوتاهى و نقصانى در بيانش نيست ، و در هيچ زمان ، مكان و شرايطى از بيان حقيقت مورد نياز مكلفان ساكت و يا ناتوان نيست ، و همانگونه كه گذشتِ زمان و پيشروى علم ، نور و حرارت خورشيد را وامانده و ناقص نمىنمايد ، بلكه كمال و نياز به آن را بيشتر نمودار مىكند ، اين خورشيد معرفتى قرآن نيز هميشه امام و پيشواى عقل و علم بوده و پيشرفت عقل و علم نياز به آن را آشكارتر مىسازد .
--> ( 1 ) - سورهى بنى اسرائيل ، آيهى 38 ( 2 ) - سورهى مريم ، آيهى 92