الشيخ محمد الصادقي الطهراني

117

فقه گويا يا فقه سنتى ، فقه پويا يا فقه بشرى؟! (فارسى)

پس از گذشت دو هفته از زندان دوّم به‌بيروت بازگشته و از آنجا براى ديدار امام و قرار جريان انقلاب به‌پاريس رفتم . در اقامت ده روزه‌ى پاريس و شركت شبانه روزى در جلسات مرحوم امام ، در چندين دانشگاه سخنرانىهاى ممتدى بر هر دو مبناى قرآنى و سياسى داشتم . پس از بازگشت به‌بيروت به‌فاصله‌ى چندين روز از بازگشت امام به‌ايران ، پس از هفده سال هجرت - كه در طى آن چهار بار غياباً توسط ساواك شاه ، محكوم به‌اعدام شده و دائماً تحت تعقيب ساواك بودم - به‌ايران بازگشتم ، و پس از پايه‌ريزى جمهورى اسلامى كه در حركات بنيادينش ، نقشى مؤثر داشتم ، در قم اقامت كرده و تاكنون بر محور معارف قرآن ، دروس و تأليفات و خطابات خود را ادامه داده‌ام ، و به‌جهت مشورت‌هايى با مرحوم امام ، و براى ريشه‌دار كردن نهضت و انقلاب قرآنى ، در كارهاى اجرائى شركت نكردم . مگر چند روزى در آغاز انقلاب كه برحسب خواسته‌ى مرحوم امام ، مراجعات اصلى مردم را پاسخگو بودم و پيش از تشكيل نمازهاى جمعه بطور رسمى ، اضافه بر سخنرانىهايى در سراسر ايران ، نماز جمعه را در مراكز استان‌ها و بعضى از شهرهاى ديگر ، تشكيل دادم . سرآمدش نمازجمعه‌اى بود كه در پارك ملّت مشهد مقدّس در حضور حدود نيم ميليون نفر نمازگزار انجام شد ، از تانك به‌عنوان منبر نماز جمعه و از تيربار ضدهوايى بعنوان سلاح و از لباس كفن كامل استفاده كردم . در همين نخستين نمازجمعه‌ى مشهد ، مردم طومارى طولانى را تهيه كردند كه صدها هزار امضاء داشت و با اكثريت امضاها خواستار انتصاب رسمى اينجانب به‌امامت جمعه‌ى مشهد مقدّس شدند ، و سپس طومار را به‌دفتر امام ارسال كردند ولى به‌دست ايشان نرسيد .