الشيخ محمد الصادقي الطهراني

115

فقه گويا يا فقه سنتى ، فقه پويا يا فقه بشرى؟! (فارسى)

در آن جلسات شركت مىكردند . منبر هم مىرفتم كه آن‌هم ، داراى نوآورىهاى علمى و سياسى بود ، و كلًا مورد تعقيب و تهديد و تحديد دستگاه ستمشاهى بودم . در سال 1341 ه . ش در اثر مبارزات شديد بر ضد رژيم طاغوتى ، خصوصاً به‌جهت سخنرانى در سالگرد ارتحال مرحوم آيةاللَّه‌العظمى بروجردى در مسجد اعظم قم كه براى نخستين بار افشاگرىهايى عليه شاه را در برداشت ، از سوى ساواك محكوم به‌اعدام شدم و ايران را مخفيانه به‌قصد حجّ ترك نمودم ، در مكه و مدينه با سخنرانىها و اعلاميه‌هايى به‌زبان فارسى و عربى عليه طاغوت ، بين عمره و حجّ دستگير شدم ، حج را در حصار مأموران دولتى انجام دادم ، ولى بر اثر استدلالات قاطع اينجانب در برابر حكومت سعودى و اجتماع بزرگ و تحصن علماى عِراقَين در مسجدالحرام ، آزاد شده و تحت الحفظ به‌عراق رفتم ، نهضت علمى قرآنى و سياسى را در نجف اشرف - به‌مدت ده سال - با تدريس تفسير ، فقه ، اخلاق ، عقايد و . . . سخنرانى و تأليف ادامه دادم . درضمن برحسب درخواست دولت ايران ، حكومت عراق تصميم گرفت مرا به‌ساواك ايران تحويل دهد ، ولى در اثر مخفى شدن در بيت مرحوم آيةاللَّه العظمى خويى ، با فعّاليت‌هاى ايشان ، توطئه آنان خنثى شد . با آغاز اخراج ايرانيان از نجف اشرف و كل شهرهاى عراق ، به‌بيروت هجرت كردم ، جريان دو نهضت قرآنى و سياسى به‌مدّت پنج سال در لبنان ادامه داشت . با تشكيل نماز جمعه در سراسر لبنان ، سخنرانىهايى بر محور قرآن در جلسات مذهبى ، كه نهضت سياسى ضد شاه را هم براى تشكيل