الشيخ محمد الصادقي الطهراني
110
فقه گويا يا فقه سنتى ، فقه پويا يا فقه بشرى؟! (فارسى)
عمومىِ : « قرآن را بايستى با روايات معنى و تفسير كرد » و مانند اينها ، عملًا اين ناموس بزرگ و محكِ يگانهى اسلامى از حوزههاى اسلامى بهدور مانده ، و اين دورىِ دور و دراز موجبِ پراكندگى بُهتانگيز آراء گرديده است . با آنكه تمامى مسلمين معتقدند كه قرآن در تمامى ابعادش در بالاترين درجات اعجاز است ، كه از جمله روشنبيانى آن است ، تا بهجايى كه خود را « بَيانٌ لِلنّاسِ » خوانده ، و هرگز بيانى روشن بهپاى آن نمىرسد ، و در عينِ حالى كه فقيهان شيعه و سنّى نصوص و ظواهر قرآن را محك رد و قبول روايات مىدانند ، حاكميت را به سيل روايات افكنده ، و بر خلاف نصِّ « وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِاللَّهِ جَميعاً » « 1 » كه حقاً قرآن است ، چنگاويزهاى دگرى را محك قرار دادهاند . در اينجاست كه با اعتصام به كتاب و سنّت ، بايد بر غربت قرآنِ مهجور و سنّت از يادرفتهى معصومين عليهم السلام اشك بريزيم و ضجّه سر دهيم كه « ايْنَ الْمُؤَمَّلَ لِاحْيآءِ الْكِتابِ وَ حُدودِهِ ، ايْنَ مُحيى مَعالِمِالدّينِ وَاهْلِهِ » . « 2 » ادلّهى كتاب و سنّت بر آنچه در اين مختصر آمده در رسالهى « توضيحالمسائلِ نوين » فارسى و « تَبْصِرَةُالْفُقَهاءِ » مفصلّتر عربى ، و تفسير سى جلدى تسلسلى « الفُرقان » و ده جلد موضوعى فقه قرآنى به تفصيلى بيشتر آمده است . در پايان از تمامى فقها و دانشمندان اسلامى با اصرار و تمنّا مىخواهيم كه اسلام عزيز را در تمامى علوم اسلامى از نو بر پايهى كتاب اللَّه و سنّت رسولاللَّه صلى الله عليه و آله و ائمهى معصومين عليهم السلام بررسى كنند ، و بيان
--> ( 1 ) - سورهى آل عمران ، آيهى 103 . ( 2 ) - « فرازى از دعاى ندبه بهياد حضرت بقيةاللَّه ( عج ) »