الشيخ محمد الصادقي الطهراني
10
فقه گويا يا فقه سنتى ، فقه پويا يا فقه بشرى؟! (فارسى)
« و بخوان آنچه را كه از كتاب پروردگارت بهسوى تو وحى شده ، هرگز تبديلكنندهاى براى كلماتش نيست ، و هرگز بهجز آن : [ قرآن كريم ] ملجأ و پناه و مرجعى نخواهى يافت » پس همانگونه كه ترك خدا و پناه به غير او « الحاد » است ، ترك كتاب يگانهاش « قرآن » و پناه به غير قرآن نيز الحاد ، و نيز شريك نهادن براى آن شركى نسبت به قرآن است ، و سنت هم شريك قرآن نيست ، بلكه وحيى است در حاشيه و همراه آن . « ملتحد » : پناهگاه تنها در دو جاى قرآن براى تمامى مكلفان آمده است . نخست در سورهى جن - دربارهى الوهيت ( 72 : 22 ) و سپس در سورهى كهف قرآن تنها ملتحد و پناهگاه وحيانى براى رسول گرامى صلى الله عليه و آله بهميان آمده است . اين پيغمبر كه قلب نورانيش فرودگاه نخستينِ آخرين وحى الهى بوده ، فقط مستمسِك به وحى و كتاب است ، تا چه رسد به ديگران ، كه بايد تنها مستمسَكِ آنان همين « كتاب » و در حاشيهاش سنّت قطعيه باشد . « فقهِ » قرآن و « تَفَقُّهْ » در آن ، تمامى معارفش را شامل است ، و زير بناى « فقهِ » احكام شرعيش ، « فقهِ » اكبر يعنى اصول معارف قرآنى است . « فقهِ » قرآن در تمامى ابعادش « فقه گويا » است ، كه در بالاترين قلهى روشن بيانى و روشنگرى است ، كه با بيانى رسا « حجت بالغه » و رساى ربانى را براى مكلفان بيان داشته ، و خودِ اين روشنبيانى در بالاترين حدّ اعجاز و روشنگويى است كه به اصطلاح « فصاحت و بلاغتش »