الشيخ محمد الصادقي الطهراني

74

ستارگان از ديدگاه قرآن (فارسى)

نامبرده سپس فرضيهء خود را اين گونه بيان كرده است : خورشيد در آغاز تودهء بسيار وسيعى از گازهاى معتدل بوده كه تمامى فضاى منظومهء كنونى را پر كرده بود ، اين گاز متراكم به آرامى گرد خود ميگشت ، و در اثر تشعشعات مقادير زيادى از حرارتش به فضاى اطراف انتقال يافت . به همين جهت حرارتش رو بنقصان رفته ، و حالت انقباض و تراكم بسيارى به خود گرفت ، و حركت دورانيش زيادتر شد . اين حركت سريع دورانى موجب افزايش نيروى فرار از مركز شد ، و بدنبال آن دو قطب اين تودهء وسيع گازى مسطح شده ، و حلقه‌هائى از آن جدا گشته و بر صفحهء استوائى افكنده شد . در پى اين حادثه حلقه‌هاى مزبور شكسته و متراكم گرديده و اين بخشهاى تراكم يافته از صورت حلقه‌هاى گازى گذشته بسيارات كنونى منظومهء شمسى ما تبديل يافت . ( لاپلاس ) فرانسوى ( 1796 - م ) نامبرده فرضيّه كانت را پذيرفته « 1 » و آن را با چهره‌اى تازه‌تر و شرح و بسط بيشترى نمايش داد ، ولى هيچگاه براى اثبات آن بادلهء رياضى تمسك نجست . كلارك ماكس ول حدود شصت سال از عمر فرضيهء لاپلاس گذشت ، تا كلارك ماكس ول با كمال دقت آن را تحت نظر قرار داد ، و پس از چندى چنان نتيجه گرفت : پذيرفتن فرضيهء سحابى مستلزم قبول تناقضاتى چند است . . . « 2 » بنابراين فرضيهء كانت و لاپلاس با دست علم به خاك سپرده شد و برقيب قديمى

--> ( 1 ) - در كتاب نمايش دستگاه جهان . ( 2 ) - چنان كه در كتاب سرگذشت زمين ( ژرژگاموف ) مفصلا ياد شد .