الشيخ محمد الصادقي الطهراني

34

ستارگان از ديدگاه قرآن (فارسى)

چهارمين فرضيه‌ايكه پس از مرگ اين سه ممكن است خودنمائى كند اين است كه بگوئيم : مواد اصلى جهان الكترونها و پروتونها و نوترونها و . . . يعنى اجزاء اصلى اتم ميباشند . اين فرضيه گرچه بحقيقت نزديك‌تر است ولى صحت آن مربوط به اين است كه همينها نخستين اجزاء اصلى - جزء لا يتجزاى جهان ماده باشند - ولى علم با تمام جست‌وخيزهائى كه در شناسائى مادهء نخستين جهان از خود نشان داده است ، هنوز دليلى بر اين مدعى بدست نياورده كه اين اجزاء : الكترون و پروتون و . . . اجزاء لا يتجزى و مادة المواد جهان ماده باشند . درست است كه بشر تاكنون به اجزائى ريزتر و مرموزتر از اينها برخورد نكرده ، ولى نديدن غير از نبودن ، و نيافتن غير از وجود نداشتن است ، چنان كه در زمانهاى گذشته تنها به چهار عنصر ( آب و آتش ، خاك و باد ) دست يافته و آنها را بسيط مىپنداشته‌اند . و اينكه الكترون و پروتون گاه از شعاع دانش روز بعنوان جزء لا يتجزى معرفى شده بيكى از چند معنى برگشت مىكند : 1 - جزء لا يتجزاى عقلى . 2 - جزء لا يتجزاى فيزيكى بطور مطلق ، يعنى مرز تجزيه‌ناپذيرى ماده كه در آن مرز تجزيه ماده مساوى با نابودى ماده خواهد بود ، و اين گونه تجزيه كه با اعدام ماده برابر است در انحصار آن قدرت خلاقه‌ايست كه مادهء نخستين را از بنياد پديد آورده است . 3 - جزء لا يتجزاى فيزيكى در شعاع قدرت بشر ، كه البته از صورت دوّم بسيار محدودتر است ، و ما ميدانيم كه تنها معنى سوّم دربارهء اجزاء كنونى اتم قابل قبول است ، آن هم باندازهء شعاع كنونى علم ، و نه آنكه شعاع نهائى دانش