الشيخ محمد الصادقي الطهراني

347

ستارگان از ديدگاه قرآن (فارسى)

اختلافاترا از ميان مىبرد ، و معنى روشن و مستدلى بدست مىآورد : بايد گفت كه مراد خليفة اللّه نيست ، و فرشتگان نيز از اين جمله خليفة اللّه بنظرشان نرسيده ، زيرا در اين صورت احتمال فساد و خونريزى دربارهء خليفهء إلهى نميدادند ، تا چه رسد كه فساد را مسلم دانسته و زبان به پرسش و اعتراض گشايند . وانگهى خليفه و كسى كه بجاى او جانشين است بايستى سنخيت داشته باشند ، و او هم يا معدوم شده و يا از كار افتاده باشد ، و در هر دو صورت جانشينى انسان از خدا بىمعنى است ، اگر هم به پيمبران و امامان « خليفة اللّه » گفته مىشود از اين نظر است كه جانشينى هر يك پس از ديگرى از جانب خداست ، نه آنكه خود جانشين خدا باشد . خليفة الجنّ هم مراد نيست به دو جهت : 1 - طايفهء جن پيش از نسل انسان بوده وَ الْجَانَّ خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نارِ السَّمُومِ و اكنون هم موجودند - بنابراين جانشينى انسان نسبت بنسل جنّ كه منقرض نشده‌اند - معنى و مفهومى ندارد . 2 - فرشتگان برحسب وحى الهى ميدانستند كه اين خليفه از جنس خاكست ، نه از جنس آتش « 1 » چنان كه فرمايد : إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِينٍ . . روى اين اصل احتمال خلافت انسان نسبت بجن نيز بى مورد است . چيزى كه به نظر ميرسد اينستكه : قبل از خلقت انسان نسلهائى از جنس خاك زندگى ميكرده و فسادها و خونريزيها داشته‌اند ، و روى همين سوء سابقهء نسل خاكى است كه فرشتگان نيز زبان پرسش يا اعتراض گشودند ، و در غير اين صورت پرسش فرشتگان كه آيا اراده فرموده‌اى گروهى فاسد و آدمكش بيافرينى ، بسى بى جا و با مقام فرشتگان سازش ندارد ، آرى روشن است كه اين

--> ( 1 ) - زيرا جن از جنس آتش است چنان كه فرمايد : وَ الْجَانَّ خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ مِنْ نارِ السَّمُومِ و آفرينش آنها پيش از انسانست « من قبل » .