الشيخ محمد الصادقي الطهراني
196
ستارگان از ديدگاه قرآن (فارسى)
و زمين دوم با ساكنانش در برابر آن زمين كه در زيرش قرار دارد نيز همچون حلقهايست در صحراى وسيع . و به همين منوال برشمرد تا زمين هفتم ، و اين آيه را تلاوت فرمود : خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ الآية . . سپس افزود كه : « اين آسمان با ساكنانش در برابر آسمان اول همچون حلقه اى است در بيابان وسيعى و . . . تا هفت آسمان . . . » . از كلمهء « كسان » كه دربارهء ساكنان زمينها و آسمانها در حديث فوق تكرار شده ، وجود موجودات عاقل در تمامى آنها تأييد مىشود ، زيرا اين كلمه تنها در مورد عقلا و صاحبان ادراك آورده مىشود .
--> ( بقيه از صفحه قبل ) و نيروى جاذبهء آن دو برابر نيروى كنونى ميشد ، و ارتفاع جوّ به شكل خطرناكى تقليل پيدا ميكرد ، و فشار هوا از يك كيلوگرم بر سانتيمتر مربع به دو كيلوگرم بالا ميرفت - همهء اين عوامل عكس العمل شديدى بر روى زندگى ميداشت ، نواحى زمستانى بسيار زياتر ميشد ، و جاهاى قابل سكونت به صورت قابل ملاحظهاى كاهش مييافت ، نقاط اجتماع مردم از يكدگر دور و وسائل ارتباطى بسيار دشوار يا تقريبا غيرممكن ميشد . و اگر زمين ما ببزرگى خورشيد بود چگالى ( وزن مخصوص ) خود را حفظ ميكرد و نيروى جاذبه 150 برابر ميشد ، و ارتفاع جوّ حدود 10 كيلومتر تنزّل ميكرد ، و بخار شدن آب غير ممكن ميشد ، و فشار هوا تقريبا به 150 كيلوگرم بر سانتيمتر مربع ميرسيد ، يك جانور يك كيلو گرمى 150 كيلوگرم وزن پيدا ميكرد ، و اندام آدمى بكوچكى اندام سنجاب ميشد - زندگى عقلى براى چنان موجوداتى ديگر امكانپذير نبود » . نگارنده : نتيجهء اين تحقيق اين نيست كه ناهنجار شدن زندگى در صورت كوچكتر و يا بزرگتر بودن زمين ما دربارهء ساير زمينها نيز باشد زيرا موقعيت فضا و فاصله و همچنين شرايط زندگى را براى موجودات از لحاظ اختلاف نوع نيز بايستى در نظر گرفت ، و ممكن است در همين زمين زندگى بعضى از موجودات زنده كه در برخى از كرات آسمانى وجود دارند غير ممكن باشد و بالعكس . . .