الشيخ محمد الصادقي الطهراني
161
ستارگان از ديدگاه قرآن (فارسى)
زيرا باصطلاح جعل در آيهء فوق مركب است ، و به اين لحاظ زمين از آغاز بسردى كنونى نبوده ، بلكه پس از زمانهاى زياد بسردى گرائيده است . و از نتايج بىشمار اين سردى ، پديد شدن كوهها و در نتيجه تعديل و نظم حركات زمين مىباشد ، تا آنجا كه زمين ما در عين سرعت پرواز خود در جوّ بيكران آسمان ، هرگز حركتش محسوس نيست . و شايد جهت اينكه آرامش را « قرار » گفتهاند - چنان كه راغب نيز اشاره كرده - به همين لحاظ است كه سرد شدن جسم موجب سكون و آرامش آن مىباشد ، تا به حدى كه اگر حرارت مولكولهاى جسم كه نتيجهء حركت آنها مىباشد به 459 درجه زير صفر برسد ، اين مولكولها نيز از حركت مىافتد . ولى درجهء حرارت زمين ما اگر به اين حدود مىرسيد تمامى جهان زندگى و زندگان منجمد ميشدند . آرى زمين سرد شده ولى نه به حدى كه به كلى از حركت باز ايستد ، بلكه به مقدارى منظم گشته كه قابل سكونت و زندگى باشد . روى اين اصل تمامى حرارتهائى كه كما بيش حاكم بر زمين ما است نسبت به آن حرارت فوقالعادهء گذشته مشمول لغت « قرّ » يعنى سرما خواهد بود . زيرا حرارت و برودت امورى نسبى مىباشند تا 459 درجه زير صفر كه به كلى حرارت معدوم شود ، نه سردى مطلق كه بيحركتى مطلق است ، زيرا جسم كلا مساوى با حركت است ، و توقف مطلق حركت اعم از درونى و برونيش برابر با نيستى جسم خواهد بود . از آنچه گفتيم روزنهء اندكى از نعمت بزرگ تخفيف حرارت زمين از آيهء گذشته نمودار مىشود ، و هر اندازه در پيرامون آن بيشتر كاوش كنيم عظمت نعمت إلهى نيز آشكارتر خواهد شد .