الشيخ محمد الصادقي الطهراني
68
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى)
مىآورند ، اما خدا كه خالق لغت و اهل لغت است ، علم و قدرت و كمالاتش مطلق است ، خدايى كه ظلم و خيانت و جهل در او مفهوم ندارد ، آيا لغاتى را انتخاب مىكند كه دلالت درست و قطعى بر مراد و منظورش نداشته باشد ؟ خدايى كه خودش مىفرمايد : « انّهذَا القُرآنَ يَهدى لِلَّتى هِىَ أَقْوَم » ( اسراء / 9 ) : همانا اين قرآن به هر آنچه كه پابرجاتر ، محكمتر و ارزشمندتر است هدايت مىكند . مگر نه اين است كه هدايت به راه پابرجا و استوار ، نيازمند به كلام محكم و قطعى و خدشهناپذير است ، دال و مدلول هر دو بايد قطعى باشند تا هدايت قطعى شود . خداى تعالى در دهها آيه ، مناط هدايت به شريعت الهى را علم و قطع دانسته و رسيدن به علم را با يقين مىداند نه با شك و ترديد و گمان : چنانچه در آيات شريفه . 1 - « وَ ما يَتَّبِعُ اكْثَرُهُم الَّا ظَنّاً انَّ الظَّنَّ لا يُغنى مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً » ( يونس / 36 ) و اكثر مردم جز از خيال و گمان پيروى نمىكنند ، در صورتى كه خيال و گمان كسى را بىنياز از حق نمىكند . 2 - « انْ تَتَّبِعُونَ الَّا الظَّنَّ وَ انْ انْتُمْ الَّا تَخرُصُون » ( انعام / 48 ) شما پيروى نمىكنيد مگر از خيال و جز به گزافه سخن نمىگوييد . 3 - « ذلِكَ ظَنُّ الَّذينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِلَّذينَ كَفَرُوا مِنَ النّار » ( ص / 27 ) اين گمان كسانى است كه كافر شدند پس واى از آتش بر آنان كه كافر شدند . 4 - « وَ ما ظَنُّ الَّذينَ كَفَرُوا عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ يَوْمَ الْقِيامَه » ( يونس / 6 ) آنان كه دروغ مىبندند بر خدا چه گمان كردهاند ، واى بر آنان از روز قيامت . 5 - « وَ لا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ » ( اسراء / 36 ) هرگز پيروى نكنيد از آنچه به آن علم نداريد . همهى آيات فوق و همانندشان ، پيروى از ظن و گمان را مردود دانسته ، و در آيهى اخير پيروى از غير علم و يقين را ممنوع اعلام مىنمايد . پس اگر قرآن ظنّى الدّلالة و دلالت آن در حد گمان باشد ، علمآور نبوده و نبايد از آن پيروى كرد ؟ چون خود قرآن پيروى از غير علم را حرام دانسته است ، پس خدا كتابى براى هدايت انسانها فرستاده