الشيخ محمد الصادقي الطهراني

54

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى)

مىگويند : اگر فعلى قبل از مؤنث حقيقى قرار گرفت بايد مؤنث باشد ، و اگر اين مؤنث حقيقى جمع مكسر و با تاء تأنيث باشد مؤنث آوردن فعل از سه جهت لازم مىشود : از جهت تأنيث حقيقى ، تكسير و تاء ؛ در حالى كه قرآن مىفرمايد : « وَ قالَ نِسْوَةٌ فِى الْمَدِينَة » ( يوسف / 30 ) ( قال ) مذكر است و ( نسوة ) جمع مكسر از مؤنث حقيقى و داراى تاى تأنيث است . اين مردانگى ضمير ( قال ) براى اين است كه : زنان شهر ، بيان و عملى مردانه انجام دادند كه متأسفانه مىبينيم حتى اديبان هم در مواردى به بيراهه رفته‌اند . هم‌چنين در ادبيات عرب ، قاعده اين است كه اگر فعلى يا صفت مشبهه‌اى يا صفتى مفعولى كه براى ذوى العقول به كار مىرود بياورند ، بايد مرجع ضميريا موصوف عاقل باشد ، ولى قرآن مىفرمايد : « و كُلٌ فى فَلَكٍ يَسْبَحُون » ضمير ( يسبحون ) يعنى : همه‌ى اين‌ها در محدوده‌اى دوّار - عاقلانه - شنا مىكنند . اين‌گونه نكات در قرآن كريم ، داراى حكمت‌هايى است كه با اندك دقتى متوجه مىشويم بنابراين لغت و ادب قرآنى ، بايد با توجه به نكات و ظرايف درونى خود آيات مورد توجه و تفسير قرار گيرند و معانى واقعى لغات و عبارات و دلالت ادبى را با استقاده از قاطع‌ترين دلايل كه همان ابزارهاى درونى قرآنى است به دست آوريم در اين صورت است كه اطمينان كافى پيدا مىكنيم كه معناى زمان نزول را فهميده و دريافته‌ايم . اما به دست آوردن معناى زمان نزول با كمك تاريخ و عوامل بيرونى ، جستجو در گرداب‌هاى آلوده است . ما آب را بايد از سرچشمه‌ى زلال و صافش برداريم . عقل نيز چنين حكم مىكند كه اگر كسى به سراغ آب‌هاى آلوده با انواع ميكرب‌ها در بستر زمان و مكان برود مقصر خود اوست ، تقصير از چشمه نيست . برداشت آب پاك تنها از سرچشمه‌ى پاك ميسر است و بعد از آن هر چه دور تر شويم برداشت ناپاك‌ترى خواهيم داشت . تكرار مىكنيم ، همان‌طور كه خداى تعالى در الوهيت به احدى نياز ندارد ، كتاب او