الشيخ محمد الصادقي الطهراني
32
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى)
2 - علايق و انتظارات هدايتكنندهى مفسر 3 - پرسشهاى وى از تاريخ 4 - تشخيص مركز معناى متن 5 - ترجمهى متن در افق تاريخى مفسر . [ هرمنوتيك / گفتار 1 ] آيةاللَّه صادقى : وجود ابهام و رفع مبهمات را در مورد متون بشرى مىپذيريم ، چنانكه اشاره كرديد ، فهم متون بشرى همچون فلسفى ، دينى و هنرى قرون وسطى براى انسانهاى قرون بعد پرابهام جلوه كردند و آنان نيز مباحث مربوط به فهم متون قديمى را بنا نهادند و علاوه بر قاعدههاى گذشته ، مطالبى در افق جديد برايشان پديدار شد كه همهى اينها به علت همان ابهام در متون بشرى است ، اما در قرآن كريم ابهام و گنگى هرگز وجود نداشته و ندارد ، زيرا از ناحيهى علم مطلق الهى صادر شده ، به گونهاى كه قرآن به تنهايى ، خود را تفسير و تبيين مىكند . بنابراين قرآن مفسر لازم ندارد ، چون مفسر كسى است كه مطلب مبهمى را از حالت ابهام بيرون مىآورد . در قرآن گنگى و ابهام وجود ندارد . ما مستفسريم - و نه مفسر - يعنى ما بايد همواره يابندهى معانى الفاظ و عبارات قرآن بر مبناى خود قرآن باشيم « 1 » : « وَ لا يأتونَكَ بِمَثَلٍ الّا جِئناك بالحقّ و احسنَ تفسيراً » « اى پيغمبر ما » آنها مثلى را براى تو نمىآورند مگر آنكه ما حق را با بهترين و نيكوترين تفسير و ( بيان ) برايت آوردهايم ( فرقان / 33 ) . بنابراين براى فهم معانى الفاظ و مطالب قرآن مقدمات برونى و اجنبى را لازم نداريم . هر مقدمهاى خارج از متن قرآن - چه اين پنج مقدمه و چه مقدمات ديگر را - بايد كنار بگذاريم ، زيرا همانطور كه خداى متعال در الوهيت و ربوبيت خويش نيازمند به احدى نيست ، كلام او - به ويژه قرآنش - نيز در تفهم معانىاش نيازمند به هيچ مقدمهى غير ربّانى نيست . حتى اگر « پيشنيازى » لازم باشد ، مثل لغت و ادبيات ، در قرآن معنا و قواعد خاصى وجود دارد كه با توجه به خود قرآن ، صحت و سقم لغات و ادبياتِ غير مطلق براى ما واضح و روشن مىگردد .
--> ( 1 ) - يعنى چون قرآن كتاب بيان است ، تبيان لِكُلّ شى است . نورٌ بِذاته وَ مُنَوّر لِغيره است بنابراين غير قرآن هرگز نمىتواند مفسر قرآن قرار گيرد - كه - آفتاب آمد دليل آفتاب « خادمالقرآن » .