الشيخ محمد الصادقي الطهراني
26
نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى)
مىشود . [ هرمنوتيك / پيشگفتار ] آقاى دكتر سروش : آن نغمهى ناموزون كه بدل به موعظهاى ناميمون شده بود كه ذهن پر حجاب حقيقت است اينك مدفون شده و بر خاكش اين روش مبارك روييده است كه ذهن خالى ، هيچ كار نمىكند و براى شكار حقيقت ، ذهن را هرچه تواناتر و غنىتر و مسألهدارتر بايد ساخت . [ قبض و بسط / ص 162 ] « 1 » محدثان و متشرعان ، با ذهنى تهى از اقاويل حكيمان و متكلمان ، گمان مىكردند كه حق درك معارف دينى را ادا مىكنند . و نمىدانستند كه خود دانستههاى عرفى و عاميانه را در ميان مىآورند . « با ذهن خالى به سراغ شريعت رفتن ، حاكمكردن دركهاى عرفى و عاميانه است » . [ قبض و بسط / ص 207 ] آقاى آيةاللَّه صادقى : انسان موجودى است صاحب انديشه ، تفكر و تعقل ، و ذهن او مانند ظرف نيست تا بتوان محتواى آن رادقيقاً پر يا به كلى تخليه نمود . بلكه پيشفرضها و معلومات و ذهنيات هر كس قهراً هميشه همراه اوست ولى سخن اينجاست كه در هنگام تفسير كتاب و سنّت به هيچ وجه نبايد محتواى ذهنى مبناى تفسير كتاب و سنّت قرار گيرند ، به اين معنا كه مفروضات و علايق فقيه هيچ نقشى در ارايهى فتواها و نظريات شرعيه نبايد داشته باشند ، در غير اين صورت تفسير آنها تفسير به رأى يا تفسير رأى خود مُفسرّ خواهد شد نه تفسير قرآن و دين . اصولًا ما براى بررسى كتاب و سنّت سه فرضيه و جهت را مىتوانيم تصور كنيم : يك فرضيهى سلبى و دو فرضيهى ايجابى . فرضيه ، سلبى ايناست كه ما در مقام تفسير قرآن و سنّت و دين هيچگونه پيشفرض و مقدمهاى لحاظ نكنيم و يا نداشته باشيم و با ذهنى عارى يا كاملًا خالى و بدون هيچ پيش فهمى نه درونى و نه برونى به تفسير بپردازيم . اين جهت سلب كلى و محال است و در صورت امكان هم جنبه علمى نخواهد داشت . فهم مطالب علمى به ويژه علوم قرآنى ،
--> ( 1 ) - شمارهء صفحات و مستندات آقايان مربوط به چاپ دوم ، سال 1375 مىباشد