الشيخ محمد الصادقي الطهراني
73
رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)
الَكعْبَيْنِ » است كه منصوب مىباشد و اينمسح ، با مسح سر كه « برئوسكم » است اين فرق را دارد ، و بههمين ترجمهى سادهى آيه كه بعضى از سرهاتان را ، و تمامى پاهاتان را تا برآمدگى نخستين مسح كنيد بسنده مىكنيم « 1 » . و « الى الكعبين » در پاها هم همانند « الى المرافق » در دستهامتعلق به « كائن » مقدر است ، و اگر تعلق به « امسحوا » داشت بر خلاف اتفاق فريقين مسح پاها بهعكس جايز نبود « 2 » . مسألهى 83 - در مسح پاها چنانكه مىتوان با دست راست پاى راست را و سپس با دست چپ پاى چپ را مسح كرد ، هر دو را بهعكس و يا با هم نيز مىتوان مسح نمود . مسألهى 84 - در مسح سر و پاها واجب است كه مقدارى از رطوبت دستها بهآنها منتقل شود ، كه يا جاى مسح سر و پاها خشك باشد ، و يا اگر رطوبتى در آنها هست مغلوب رطوبت دستها گردد ، و بالاخره معلوم شود كه رطوبت دستها بر سر و پاها اثر كرده است . مسألهى 85 - اگر با عذرى شايسته رطوبت دستها براى مسح سر و پاها كافى نبود ، كه با تكرار وضو هم چارهاى نشد ، بايستى از رطوبت صورت و يا دستها براى مسح سر يا پاها استفاده كرد ، و اگر اين هم نشد چارهاى بهجز استفاده از آب جديد نيست ، كه بالاخره مسح سر و پاها بايستى با رطوبت باشد و نه خشك . مسألهى 86 - نبايد ميان اين چهار شستن و مسح طورى فاصله شود كه عمل وضو از يگانگى بيرون رود ، و بايد طورى باشد كه گويند مشغول يك كار است و نه چند كار ، و همين معناى موالات و مقتضاى « فاغسلوا . . . » است كه همهى اعضاى وضو را بههم متصل كرده آن هم با فاى تفريع كه فاصله را كم مىكند ، و چنانكه در خبر است « فَإنَّ الوُضُوءَ لا يُتَبَعَّضُ » « وضو بهراستى تبعيضپذير نيست » يعنى يك كار است ، و اينجا
--> ( 1 ) - « الكعبين » دو برآمدگى دو پاست ، و چون هر پايى داراى برآمدگى هايى است اينجا مرحلهى پايانى مسح دو پا دو برآمدگى نخستين دو پاست ، و گرنه « الى الكعاب » بود چنانكه در دستها « الى المرافق » آمده ( 2 ) - تمامى مفسران و فقيهان شيعه و سنى مسح پاها را مطلق مىدانند ، يعنى چه از سرانگشتان مسح كنى و چه بر عكس درست است ، كه در نتيجه اينجا « الى » مانند « الى مرافق » متعلق به « كائن » است و اگر هم اين دو تعلق در اين دو آيه مشكوك بود وجوب آغاز كردن بهانگشتان هم مشكوك بود و روايات هم در اين باره با يكديگر اختلاف دارند