الشيخ محمد الصادقي الطهراني

466

رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)

شركتى فعّال داشتم ، به‌گونه‌اى كه در مسائل فقهيه ، خود اتخاذ رأى مىكردم . طبعاً از دروس فقه ، فلسفه ، عرفان و ساير علوم اسلامى اساتيدى ديگر بهره‌مند مىشدم . ولى محور اصلىِ تحوّل فكرىام ، همان جنبش آغازين علمى نزد مرحوم آيةاللَّه‌العظمى آقاى شاه‌آبادى بود كه حركتِ قرآنى مرا از آغاز كرده و تاكنون استمرار داد و تمامى تحصيلات حوزوىام و تمامى مؤلفاتم تحت‌الشّعاع آن بود و هست ؛ پس از آن مرحوم آيةاللَّه‌العظمى علّامه‌ى طباطبائى نقشى عظيم در استمرار درجات تفسيرى ، عرفانى ، فلسفى و اخلاقىام داشت . در دروس اين دو بزرگوار هفت سال شركت كردم ، و در سفرهاى بسيارى كه از قم به‌تهران داشتم از دروس فلسفى مرحوم آيةاللَّه‌العظمى ميرزامهدى آشتيانى و ميرزا احمد آشتيانى بهره‌ى وافرى مىبردم اگرچه استفاده‌هاى علمى از مرحوم آقاى شاه‌آبادى ، نقش نخستينِ محورى داشت . پس از ده سال توقف مستمر در قم ، به‌تهران مراجعت كرده و در دو بُعدِ علمى و سياسى به‌فعّاليت شديد پرداختم ، با مرحوم آيةاللَّه‌العظمى سيّدابوالقاسم كاشانى در قيام نفت و عليه شاه ، و با مرحوم آيةاللَّه العظمى حاج سيداحمد خوانسارى و مرحوم آيةاللَّه‌العظمى حاج شيخ محمّدتقى آملى از نظر استمرار مراحل فقهى ارتباط داشتم ، و همچنين در طى مدت اقامت ده‌ساله در تهران ، در دانشكده‌ى معقول و منقول ( معارف اسلامى ) بدون شرط حضور در كلاس درس و تنها با شركت در امتحانات ، چهار ليسانسِ حقوق ، علوم تربيتى ، فلسفه و فقه ؛ و پس از سه سال دكتراى عالى معارف اسلامى را دريافت داشتم . همان‌جا سه سال به‌تدريس حكمت ( فلسفه‌ى اسلامى ) برمبناى قرآن و سنت از روى متن كتاب « آفريدگار و آفريده » پرداختم ، جلساتى هم بر دو محور علمى و سياسى عليه حكومت شاهنشاهى در هفت نقطه‌ى تهران داشتم كه بيشتر قشر دانشجو در آن جلسات شركت مىكردند . منبر هم مىرفتم كه آن‌هم ، داراى نوآورىهاى علمى و سياسى بود ، و كلًا مورد تعقيب و تهديد و تحديد دستگاه ستمشاهى بودم .