الشيخ محمد الصادقي الطهراني

448

رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)

وآبروريزى انجام شود . و حاكم شرعى بايد بدون هيچ‌گونه مرجّحى براى هر يك از طرفين - مگر با شهادتى عادلانه - له يا عليه كسى حكم كند حتى اگر ميان مسلمان و كافر ، يا عادل و فاسق حكميت كند ، تا چه رسد كه نعوذباللَّه با رشوه حكمى رابرخلاف گفته خداى تعالى انجام دهد . اقرار مسأله‌ى 993 - چنان‌كه علم بدون شهادت - در تخلفات جنسى - موجب هيچ حدى نيست ، اقرار هم‌چنان است گرچه مورد شهادت - بر خلاف فتواى فقيهان - عليه والدين باشد ، چنان‌كه آيات شهادت عموماً و خصوصاً اين‌گونه شهادت را واجب مىدانند ، مانند « كُونُوا قَوّامينَ بِالْقِسْطِ شُهَداءَ للَّه‌وَلَوْ عَلى أنْفُسِكُمْ أوِ الْوالِدَيْنِ وَ الأقْربينَ » ( سوره‌ى نساء ، آيه‌ى 135 ) كه والدين را مورد نص قرار داده و مانند ديگر شهادت‌ها آن را به‌جا و واجب مىداند . ديات مسأله‌ى 994 - خون‌بهاى مرد مسلمان دو برابر زن مسلمان است ، براساس آيه‌ى « الحربالحر و الانثى بالانثى » ( سوره‌ى بقره ، آيه‌ى 178 ) كه مرد را برابر مرد ، و زن را برابر زن قرار داده ، و نه برابر با مرد ، و در سنت قطعى هم خون‌بهاى مرد دو برابر زن است ، از جهاتى چند كه مهم‌ترش امكان بيشتر توليد مثل مرد است نسبت به‌زن بنابراين اين دو برابر بودن از نظر ارزش جسمانى است و نه ارزش‌هاى روحى كه از آن جهت « انّ اكرمكم عنداللَّه اتْقاكُم » است . مسأله‌ى 995 - ديه‌ى اعضاى هريك از مرد و زن هم نسبت به‌خون بهاى خود آنان است ، بنابراين - بر خلاف آن‌چه ساير فقيهان گفته‌اند - ديه‌ى چهار انگشت زن كم‌تر از سه انگشتش و برابر با دو انگشتش است اين رقم نظرات بر خلاف « وَالْجُرُوحَ قِصاصٌ » ( سوره‌ى مائده ، آيه‌ى 45 ) است كه جراحات هر يك از مرد و زن را نسبت به‌خودش مقرر