الشيخ محمد الصادقي الطهراني
428
رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)
مسألهى 932 - « لَهْو » داراى دو بعد است ، كه باز داشتن از واجبات زندگى ، و بازداشتن از واجبات عبادتى ، كه هر دو در بازدارى و لاابالى كردن انسان در انجام وظايف الهى همآهنگاند ، خصوصاً مجالس عيش و عشرت و طرب كه توأم با رقص و ساز و آواز است ، و بالاخص كه با شركت زنان در ميان مردان باشد ، اينگونه مجالس قدر مسلم لهو و حرامِ چند بعدى است . مسألهى 933 - « لهوالحديث » و يا هرگونه لهوى كه در آياتى چند تحريم شده است بهطور كلى سخن و يا كارى را دربر مىگيرد كه داراى اين دوگونه انحراف و يا يكى از آنها باشد مثلًا در آيهى ( 6 ) لقمان كه « وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يَشْتَرى لَهْوَ الْحَديثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمِ وَ يَتَّخِذَها هُزُواً » ( سورهى لقمان ، آيهى 6 ) ، « بعضى از مردم لهو را طالب و خريدارند تا اينكه ( مردم را ) از راه خدا گمراه كنند « بِغَيرِعِلْمٍ » يعنى بهسبب نادانى و جهالتشان ( و همينها كسانى هستند كه ) راه خدا را بهمسخره و ( شوخى ) مىگيرند » كه اينجا آنچه محور اصلى گناه مىباشد « لهوالحديث » و گمراه كردن و گمراه شدن و سبك گرفتن راه خداست كه مثلًا بهقصههاى پوچ و پوك دلداده و در نتيجه از دلبستگى بهسخنان حق دور شود . مسألهى 934 - روى اين اصل مىتوان گفت علوم رايج حوزههاى اسلامى كه بر محور قرآن نيست ، بلكه دانشجويان علوم اسلامى را از علوم قرآن دور كرده و سد راه دريافت معارف قرآنى شدهاند همه از نمونههاى « لهوالحديث » بوده ، و دلبستگى بهآنها گناه و بيراهه رفتن است ، و جاى انكار هم نيست كه قرآن در حوزههاى ما همچون كتابى اجنبى است كه اگر هم بهكار گرفته شود از دروس جنبى و حاشيهاى است ، و در مواردى هم كه با خيالات و اصطلاحات علوم حوزهاى برخورد داشته باشد مورد تأويل باطل قرارش مىدهند و يا بانظرات اين و آن آيهى شريفه را از كار مىاندازند و بر خلاف نص و يا ظاهرش نظر داده و عمل مىنمايند ! مسألهى 935 - « لهو » در كل كار يا سخنى است كه دل آدمى را مىگيرد و آن را مىميراند و روح ايمان را در آن كشته و يا آغشته بهشهوت مىنمايد بنابراين مىبينى كه