الشيخ محمد الصادقي الطهراني
417
رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)
مسألهى 897 - اصولًا نسبت بههر عالم يا شرعمدار ، يا كارگر يا كارمند ، يا تاجر يا زارع ، يا پزشك يا معمار ، يا آموزگار و يا هر كسى كه مورد مراجعهى مردم در امورى دينى يا دنيوى است ، اگر از هر يك از اينها خيانت و انحرافى سراغ داريد كه موجب نابهسامانى و زيانى براى مراجعهكنندگان بهآنهاست ، تنها افشاگرى شما در محدودهى مراجعهكنندگان آنهاست و بس ، چنانكه در همهى مواردى كه برشمرديم نيز چنان است . مسألهى 898 - اين افشاگرىهايى كه در زمينههاى ياد شده جايز يا واجب است تنها در صورتى است كه افشاگر چنان اهليتى را داشته باشد ، كه خود شرعمدارى قرآنى ، عالم و آگاه باشد ، و يا مؤمنى روشندل و شايسته ، و نه هركس و ناكسى حق چنان افشاگرى را داشته باشد و مجتمع اسلامى را دچار هرج و مرج و نابهسامانى كند ، مانند نابهخردانى كه بهخيال انقلابى بودنشان بىحساب و كتاب آبرو و حيثيت مردم را پايمال كرده « وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أنَّهُمْ يُحْسِنُونْ صُنعاً » ( سورهى كهف ، آيهى 104 ) ، « گمان مىكنند كه كارى پسنديده - و افشاگرى انقلابى - كردهاند » كه جو غيبت و تهمت را بر جو سالم و شايستهى اسلامى چيره ساخته ايجاد ناامنى و بىآبرويى مىكنند كه اين خود افساد فىالارض و شايستهى پىگيرى است . مسألهى 899 - مورد مهم و اصلى غيبت افشاگرى پيرامون گناهان پنهان است كه اگر دو يا چند نفر بر گناهى آگاهند ياد كردن اين گناه در محدودهى ميان خودشان از لحاظ غيبت حرام نيست ، مگر اينكه عنوانى ديگر همچون اهانت يا مسخره و مانند اينها بهخود بگيرد ، كه غيبت « ذِكْرُكَ أخاكَ بِما يَكْرَهه » است ، و اگر برادر دينى خود را در غيابش طورى ياد كنى كه اگر بشنود خوش آيندش نباشد و ناراحت شود ، برحسب آيهى غيبت نيز « أيُحِبُّ أحَدُكُمْ أنْ يَأكُلَ لَحْمَ أخيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ » ( سورهى حجرات ، آيهى 12 ) غيبت برادر مؤمن همچون خوردن گوشت مردهى او است كه مرده بهحساب غايب بودنش ، و خوردن گوشت تنش بهحساب افشاگرى و آبروريزى نسبت بهاو است ، و اينها در انحصار فقط گناه نيست ، بلكه هر نقص و نقصانى را هم در بردارد .