الشيخ محمد الصادقي الطهراني
412
رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)
كسى بهناحق حرام است ، بله اگر استحقاق آزردن را داشته باشند گرچه مسلمان هم باشندبهجهت استحقاقشان جايز است . مسألهى 879 - غيبت از يك ديدگاه گناهى مسلم است كه گناهى پنهان از مسلمانى را برملا كنى ، كه هم آبروى او را بردهاى و هم ديگران را بهگناه واداشتهاى ، و هم قبح گناه را از بين بردهاى و اشاعهى فحشايى نمودهاى كه اگر گنه كار زياد شود گناه در نظر مردم ناچيز شده و راهش براى آنان بازتر و هموارترمىشود چنانكه « إنَّ الَّذينَ يُحِبُّونَ أنْ تَشيعَ الْفاحِشَةُ » ( سورهى نور ، آيهى 19 ) و « لا يُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ » ( سورهى نساء ، آيهى 148 ) گواه برهمين مطلب است كه هر كارى كه گناهان مردم را برملا كرده و موجب شيوع گناه گردد حرام است . و ديدگاه دوم غيبت در صورتى است كه شخص مورد غيبت آگاه گردد و آزرده خاطر شود ، و اين خود گناهى ديگر است ، و بالاخره غيبت گاه يك بعدى است كه گناه مسلمانى را كه پنهان بوده برملا كنى ، و گاه دو بعدى است كه اين افشاگرى ديگران را نيز بهگناه بكشاند ، و گاهى هم سه بعدى است كه صاحب غيبت آگاه گشته و آزردهخاطر شود ، كه حداقل گناه غيبت همان اولى است ، و سپس دومى و سومى كه گناهى دو بعدى و يا سه بعدى را تشكيل مىدهد . مسألهى 880 - چنانكه بازگو كردن گناه هر مسلمانى حرام است ، خود مكلف نيز نبايد گناهان پنهانش را بازگو كند ، زيرا اين خود « تَشيعَ الْفاحِشةُ » است كه هم آبروى خودش را مىبرد ، و هم راه گناه براى ديگران بازتر مىشود ، خصوصاً اگر گناهان پنهان از شخصيتهايى باشد كه در نظر مردم از اركان ايمانى بشمارآيند ، و روى اين اصل اقرار بهگناه نزد حاكم شرع نيز حرام است ، و حرامتر از آن اين است كه حاكم شرع كسى را وادار كند كه بهگناهش اقرار نمايد ، بهخصوص گناهانى كه داراى حد و يا تعزيرند ، زيرا اگر مقصود پاك كردن گنهكار است راهش توبه است كه ارتباطى بهشما ندارد و مربوط بهخود اوست ، و اگر هم مقصود جارى كردن حد و يا تعزير است ، اين هم در انحصار شهادت شاهدان عينى است ، بهويژه در گناهان جنسى كه برحسب دو آيهى قرآن در زنا