الشيخ محمد الصادقي الطهراني

355

رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)

روشن بر وصيت داشته باشد - كافى است ، و بالاخره هر كارى با گفتار يا نوشتارى كه به آن وصيت گويند مشمول « الوصيه » است ، و از لحاظ اهميتى كه وصيت دارد لازم است به‌طورى روشن و ثابت باشد كه هرگز قابل انكار نباشد ، كه يا در حضور جمعى باشد كه گواهيشان جاى انكار نيست ، و يا اين‌كه در حضور دو شاهد عادل وصيت كند ، و يا بالاخره نوشته يا عمل و يا لفظ وصيتش را دو شاهد عادل گواهى كنند ، و يا به‌شكل ديگرى به‌گونه‌اى مسلم باشد كه جاى انكار باقى نماند . مسأله‌ى 753 - وصيت مانند هر قراردادى ديگر بايستى صريح و غير قابل تأويل باشد و در اين صورت فرقى ميان وصيت به‌اموال زياد يا كم نيست كه زيادش بايد با لفظ باشد و در كمش اشاره كافى است ! بلكه چه كم و يا زيادش به‌هر گونه‌اى كه انجام گردد بايستى صريح و غير قابل تأويل باشد . مسأله‌ى 754 - وصيت‌كننده بايستى در وصيتش رشيد و كاردان ، و عالم به‌احكام وصيّت باشد ، تاوصيتى خلاف شرع نكند ، كه وصيت ديوانه يا سفيه و يا بچه‌اى كه به‌حد رشد نرسيده درست نيست ، و بالاخره وصيتى كه عاقلانه و عادلانه و مطابق موازين شرعى و دينى باشد درست است گرچه وصيت‌كننده نابالغ باشد ، والّااين وصيت هرگز درست نيست گرچه بالغ و عاقل هم باشد زيرا قيد « بِالْمَعْرُوفِ » تنها وصيت‌هاى شايسته را در مثلث شايستگى وصيت كننده ، و مورد وصيت ، و وصى ، زير پوشش گرفته و تمامى وصيت‌هاى ناموزون را نادرست مىداند . مسأله‌ى 755 - كسى كه خودكشى كرده مانند ديگران وصيتش درست است ، كه هم او نمونه‌ى روشنى از « إذا حَضَرَ أحدكم الْموتُ » مىباشد ، و نيز چنان مجرمى نيازش به‌وصيت بيشتر است كه به‌اين وسيله با انجام وصيت از گناهش بكاهد « 1 » ، و با اين وصف صحيحه‌ى ابى ولاد كه حق وصيت را از او گرفته نقش صحيحى ندارد و مشاهده مىكنيم كه همين حديثى كه آقايان صحيحش مىنامند با عرض بر قرآن كريم چگونه

--> ( 1 ) - چنان‌كه بعضى از فقيهان هم فرموده‌اند ، و در روضه‌ى كافى اين مسأله را مورد اختلاف ميان فقيهان دانسته . و عده‌ى كثيرى از آقايان هم در اين‌مورد به‌خطا رفته و فتواى به‌خلاف داده‌اند .